توازن بین نداهای تشریعی و درونی

گفتار دهم(بخش اول)

توازن بین نداهای تشریعی و درونی

آخرین بحث توازن، توازن بین نداهای تشریعی با نداهای درونی است؛ درون بشر دارای نداهایی است که روان­شناسان آن را به وجدان تعبیر می­کنند. وجدان اخلاقی همان ندای درونی بشر است.

وجدان اخلاقی بر دو قسم است:

ادامه نوشته

کیفیت تعلم ربّانی در حق بندگان

گفتار نهم(بخش چهارم)

کیفیت تعلم ربّانی در حق بندگان

آیا خداوند به بشریت آموزش می­دهد؟ و آیا بشر می­تواند دانش آموز خدا شود؟ چون تعلم ربّانی به این معنا است که انسان، دانش آموز خدا بشود و آن فیض حقیقی را دریافت کند. پس تعلم ربّانی یعنی این که من و شما حق داریم سؤال کنیم که آیا امکان دارد که خدا معلم و بنده شاگرد او شود؟

ادامه نوشته

تقوا و تلاش در زندگی لازمة طلب روزی

گفتار نهم(بخش سوم)

تقوا و تلاش در زندگی لازمة طلب روزی

ذكر اين مطلب نيز لازم است كه هرگز مفهوم آيه، اين نيست كه انسان تلاش و كوشش براى زندگى را به دست فراموشى بسپارد،

ادامه نوشته

کیفیت «ارسال» و «امساک» رحمت الهی

گفتار نهم(بخش دوم)

کیفیت «ارسال» و «امساک» رحمت الهی

شبيه اين معنى در ساير آيات قرآن نيز آمده است، آنجا كه مى‏فرمايد: «وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَ إِنْ يُرِدْكَ به خیرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ»؛[1] «اگر خداوند (براى امتحان يا كيفر خطا) زيانى به تو رساند هيچكس جز او آن را بر طرف نخواهد كرد، و اگر اراده خيرى براى تو كند هيچكس مانع فضل او نخواهد شد، او به هر كس از بندگانش بخواهد فضل خود را مى‏رساند و او غفور و رحيم است».[2]

ادامه نوشته

توازن بین تعلم انسانی و تعلم ربّانی

گفتار نهم(بخش اول)

توازن بین تعلم انسانی و تعلم ربّانی

این قسمت از بحث را به تعلم انسانی و تعلم ربّانی تخصیص می­دهیم. یکی از مباحث توازن، توازن بین تعلم انسانی و تعلم ربّانی است.

مقدمه

عرفا و علمای اخلاق بیانی دارند که جالب است و آن این است که «من لم يزغ لم يعرف و من لم سئل لم يدرک»؛[1] کسی که نچشید نخواهد شناخت و کسی که نرسد نمی­تواند دریابد و بازشناسد. در حقیقت برای تکامل انسان، دو اصل نیاز است:

ادامه نوشته

زندگی جاوید با مرگ پیروزمندانه

گفتار هشتم(بخش سوم)

زندگی جاوید با مرگ پیروزمندانه

امیرالمؤمنین در جنگ صفین فرمود: «... َالْمَوْتُ فِي حَيَاتِكُمْ مَقْهُورِينَ ‏وَ الْحَيَاةُ فِي‏ مَوْتِكُمْ‏ قَاهِرِينَ...»[1]؛ زندگی شما در مرگ پیروزمندانة شماست، همیشه زنده هستید، اما کسی که در زندگی خودش تسلیم شده، او مرده است، کسی که آرمان­ها و هدف­های خودش را نشناخته باشد، مرده است زنده نیست.

ادامه نوشته

پاک­سازی فکری در ورزش

گفتار هشتم(بخش دوم)

پاک­سازی فکری در ورزش

چند نمونه از اخلاق را در تاریخ ذکر می­کنیم تا مطلب واضح­تر شود: امروز ورزش در جامعة ما حرف اول را می­زند، پیامبر اکرم در ورزش، گرایش توحیدی و پاک­سازی فکری را مهم‌تر از خود ورزش می­دانست؛ یعنی به ورزشکار می­فرمود که اول اخلاق ورزشی را یاد بگیرد و بعد به ورزش بپردازد. فرهنگ باید اینگونه برای قشر جوان جامعه تبیین شود. ببینیم توحید نابی که پیامبر اکرم به ورزشکار یاد می­دهد چیست؟

ادامه نوشته

توازن گرایش­ های موزون و ناموزون

گفتار هشتم(بخش اول)

توازن گرایش­ های موزون و ناموزون

یکی از بحثهای توازن عملی، توازن گرایش­های موزون و گرایش­های ناموزون است. باید ببینیم چه نوع گرایشی بر اساس فرهنگ شیعة امامیه است؟ و اهل بیت کدام را قبول دارند؟ و قرآن کریم کدام را پذیرفته است؟ و چه نوع گرایش­هایی مورد قبول اهل بیت و چه گرایش­هایی مورد توجه آن‌ها نیست؟

ادامه نوشته

رابطه عشق و عفت

گفتار سوم(بخش سوم)

تقوار رابط عشق و عفت

سومین رابطه عشق و عفت، تقواست. از امیرالمؤمنین دربارة متّقین سؤال شد: «يَا أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ صِفْ لِيَ الْمُتَّقِين‏...» حضرت هم متّقین را اینگونه معرفی کردند: «...قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ وَ شُرُورُهُمْ مَأْمُونَةٌ وَ أَجْسَادُهُمْ‏ نَحِيفَةٌ وَ حَاجَاتُهُمْ‏ خَفِيفَةٌ وَ أَنْفُسُهُمْ عَفِيفَة...»؛[1] «دل­های پرهیزکاران اندوهگین، و مردم از آزارشان در أمان، تن­هایشان لاغر، و درخواست­هایشان اندک، و نَفسشان عفیف و دامنشان پاک است».

ادامه نوشته

بی ­عفتی در آخرالزمان

گفتار هفتم(بخش دوم)

بی ­عفتی در آخرالزمان

در جامعة امروز، حرف­های نادرست بجای حرف­های درست قرار گرفته­اند. یکی از علائم آخرالزمان این است که حیا و عفت از چشم مردم دور شده و وقتی عفت و ایمان بیرون رفت گمراهی جای آن‌ها را می­گیرد.

ادامه نوشته

رابطه ایجابی عشق و عفت

گفتار هفتم(بخش اول)

مقدمه

بحث ما رسید به رابطه ایجابی بین عشق و عفت؛ دو رابطه است: یکی رابطه سلبی، به این معنا که چه چیزی عشق نیست و چه چیزی عفت نیست؟ از نظر اسلام بی حجابی عفت نیست و رابطه با نامحرم عشق نیست، که این بحث در گذشته مطرح شد.

ادامه نوشته

عاشق واقعی

گفتار ششم(بخش سوم)

عاشق واقعی از دیدگاه مرحوم «ملکی تبریزی»

مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی بیان زیبایی دارد، می­فرماید: انسانِ راسخ کسی است که عاشق خدا شود و عاشق خدا کسی است که همه تعلّقات و اضافات را بشناسد؛ چه چیزی مرا بسته نگه می­دارد؟ آنرا بشناسم. چه چیزی مانع عروج من می­شود و نمی­گذارد به معراج سفر کنم؟ آنرا بشناسم. و لذا فرمود: عاشقِ دربسته نمی­تواند ببیند، عاشق مرتبة محدود نمی­تواند ببیند و هر چه می­بیند مرتبة نامحدود است.

ادامه نوشته

ایمان و عشق حقیقی

گفتار ششم(بخش دوم)

ایمان و عشق حقیقی

یکی از وسائل ارتباط با حضرت ولی عصر امام زمان این است که انسان عشق و محبت آن حضرت را در دل ایجاد کند و همه روزه دقایق یا ساعاتی با آن حضرت به گفتگو بنشیند. اگر کسی مبتلا به عشق مجازی شده باشد می­داند که عاشق از همه چیز معشوقش خوشش می­ آید، تمام متعلّقاتش را دوست دارد، لباسش را می­بوسد و از ذکر نامش خرسند می­گردد.

ادامه نوشته

لزوم برابری عفت با عشق

گفتار ششم(بخش اول)

لزوم برابری عفت با عشق

در بحث گذشته رسیدیم به اینجا که اگر عشق و عفت برابری کنند، باعث کنترل اغراض و تمایلات می­شود و لذا اسلام دستور می­دهد که هم زن حیا را پیشه کند و هم مرد و خلاصه اینکه عشق و عفت اگر هر دو مساوی باشند باعث آزادی و رهایی از بسیاری از حوادث می­ شوند.

ادامه نوشته

عفت چیست؟

گفتار پنجم(بخش پنجم)

مطلب دوم: عفت چیست؟

عفت را غزالی معنا کرده است؛ غزالی روانشناسی است که دانشجویان هم او را قبول دارند. او می­گوید: عفت عبارت است از قوة شهوت و تمایلی که تحت آموزش عقل و شرع قرار گیرد و عفیف به کسی می­گویند که غریزه و شهوت دارد، اما آنرا کنترل کرده و نمی­گذارد که بی­جا اعمال کند و استادش دین و شرع است.[1] معنی عفت این است که تمام تمایلات درونی را زیر نظر عقل بگذارد.

ادامه نوشته

شهوت، مانع آرامش

گفتار پنجم(بخش چهارم)

شهوت، مانع آرامش

قرآن کریم در جای دیگر می­فرماید: «وَ اللَّهُ يُريدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَ يُريدُ الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَواتِ أَنْ تَميلُوا مَيْلاً عَظيماً»[1]؛ «خدا مى‏خواهد شما را ببخشد (و از آلودگى پاك نمايد)، امّا آن‌ها كه پيرو شهواتند، مى‏خواهند شما به کلی منحرف شويد». اين آيه در حقيقت به افرادى كه در عصر و زمان ما نيز به قوانين مذهبى مخصوصا در زمينه مسائل جنسى ايراد مى‏كنند جواب می­دهد که اين آزادي­هاى بى‏قيد و شرط سرابى بيش نيست و نتيجه آن انحراف عظيم از مسير خوشبختى و تكامل انسانى و گرفتار شدن در بيراهه‏ها و پرتگاه­ها است كه نمونه‏هاى زيادى از آن را با چشم خودمان به شكل متلاشى شدن خانواده‏ها، انواع جنايات جنسى، فرزندان نامشروع و جانی و انواع بيماري­هاى آميزشى وناراحتى‏هاى روانى مشاهده مى‏كنيم.[2]

ادامه نوشته

سفارش شیطان به حضرت نوح

گفتار پنجم(بخش سوم)

سفارش شیطان به حضرت نوح

در اين زمينه حديث جالبى از امام باقر نقل شده است كه فرمود:

«لما دعا نوح ربه عز و جل على قومه اتاه ابليس لعنه اللَّه فقال: يا نوح ان لك عندى يدا! اريد ان اكافيك عليها فقال نوح انه ليبغض الى ان يكون لك عندى يد فما هى؟ قال: بلى دعوت اللَّه على قومك فاغرقتهم فلم يبق احد اغويه فانا مستريح حتى ينسق قرن آخر و اغويهم، فقال له نوح ما الذى تريد ان تكافئنى به؟

قال: اذكرنى فى ثلاث مواطن، فانى اقرب ما اكون الى العبد، اذا كان فى احداهن. اذكرنى اذا غضبت؟و اذكرنى اذا حكمت بين اثنين! و اذكرنى اذا كنت مع امرأة خاليا ليس معكما احد[1]؛ «هنگامى كه نوح به قوم خود نفرين كرد و هلاك آن‌ها را از خدا خواست (و طوفان همه را درهم كوبيد)، ابليس نزد او آمد و گفت: تو حقى بر گردن من دارى كه من مى‏خواهم آن را تلافى كنم!.»

ادامه نوشته

لباس تقوا، پوششی برای شهوت

گفتار پنجم(بخش دوم)

لباس تقوا، پوششی برای شهوت

قرآن کریم تعبیر زیبایی نسبت به شهوت جنسی دارد: شهوت جنسی مساوی با رسوایی است. رسوایی، مورد نفرت همگان و مایة ننگ است، اما هر کس که به عشق بها دهد لباسش از تقواست و تقوا و پاکدامنی، پوشش و نگهبانی برای او خواهد بود.

ادامه نوشته

توازن بین عشق و عفّت

گفتار پنجم (بخش اول)

توازن بین عشق و عفّت

یکی از مباحثی که باید مطرح شود، توازن بین عشق و عفت است. درباره توازن بین عشق و عفت باید دو مطلب را کاملاً تحقیق کنیم:

مطلب اول: عشق با شهوت چه فرقی دارد؟

مطلب دوم: اساساً عفت چیست و چگونه آنرا بشناسیم؟

ادامه نوشته

آثار تقوا و پرهیز از گناه

توازن عملی

گفتار چهارم (بخش چهارم)

آثار تقوا و پرهیز از گناه

در کتاب «خزینة الجواهر» دوازده اثر برای تقوا از نظر قرآن نام برده است:[1]

قابل اطمینان بودن: «وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُور؛ و اگر استقامت كنيد و تقوا پيشه سازيد، (شايسته ‏تر است زيرا) اين از كارهاى مهم و قابل اطمينان است».[2]

حفظ و حراست از اعداء و ماکرین: «وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئا؛ اگر (در برابرشان) استقامت و پرهيزگارى پيشه كنيد، نقشه‏هاى (خائنانه) آنان، به شما زيانى نمى‏رساند».[3]

ادامه نوشته

گناه، مانع فرهنگ­سازی

توازن عملی

گفتار چهارم (بخش سوم)

گناه، مانع فرهنگ­سازی

اگر کسی ادعا کند که با گناه می­تواند فرهنگ سازی کند، دروغ گفته است. دلی که با کوچک­ترین نظر به گناه کشیده می­شود و به سوی غیر خدا به حرکت درمی­آید، آیا در این دل جایی برای خوبی­ها و ارزش­ها باقی می­ماند!؟ آیا فرهنگ اصیل اسلام ناب با هر وسیله­ای قابل تبلیغ است؟ هدف اسلام، رسیدن انسان به تکامل است و کمال انسان با یک فرهنگ دینیِ سالم و عاری از هر گونه گناه و آلودگی به دست می­آید.

ادامه نوشته

نکبت بودن گناه

توازن عملی

گفتار چهارم (بخش دوم)

نکبت بودن گناه

فساد در روی زمین بر چند قسم است که یکی از اقسام آن نکبت

بودن گناه می­باشد. قرآن کریم می­فرماید: «وَ إِنَّ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُون‏»[1]؛ «آنهایی که ایمان به آخرت ندارند و راه فساد را باز کردند این‌ها ناکبند». «ناکب» از مادة «نکب» و «نکوب» به معنی انحراف از مسیر است، و «نکبت دنیا» در مقابل روی آوردن دنیا به معنی انحراف و پشت کردن دنیا است. کسی که فساد و گناه می­کند او از نظر اسلام واژگون و منحرف است.[2]

ادامه نوشته

گناه، مانعی برای معنویات

توازن عملی

گفتار چهارم(بخش اول)

گناه، مانعی برای معنویات

مقدمه

در توازن بین شرور نفسانی و درمان­نگری آن‌ها، رسیدیم به اینجا که، هم سبب­سازی داریم و هم سبب­سوزی؛ یعنی هم زمینة گناه را فراهم می­کنیم و هم امواج معنوی را که در وجود ما قرار دارد نابود می­کنیم.

گناه، مانعی برای معنویات

شاید سؤالی در ذهن بعضی از شما باشد که چرا همه انسان­ها به طور مساوی از یک امتیاز معنوی برخوردار نیستند؟ جواب این سؤال رمز همة مشکلات و نابسامانی­های زندگی ما است که در روایت ذیل آمده است:

ادامه نوشته

درمان اقسام شرور

توازن عملی

گفتار سوم (بخش دوم)

شرور نفسانی و درمان­نگری

مطلب چهارم: درمان اقسام شرور

 در درمان نگری دو بحث داریم:

بحث اول: هر کجا خدا شرور را آفرید، درمان را هم آفرید.

روایتی نقل شده از حضرت امیرالمؤمنین که به رسول خدا عرض کرد: «قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ نَتَدَاوَى؟ قَالَ نَعَمْ، مَا أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى مِنْ دَاءٍ إِلَّا وَ قَدْ أَنْزَلَ مَعَهُ دَوَاءً؛[1] آیا ما درمان داریم؟ پیامبر فرمود: بله، هیچ دردی را خدا نازل نکرد مگر اینکه دارو را هم به همراه آن درد نازل فرمود...».

ادامه نوشته

شرور نفسانی و درمان ­گری

توازن عملی

گفتار سوم (بخش اول)

شرور نفسانی و درمان ­گری

شر در واقع به نقص و عدم بر می­گردد؛ و در مقابل، خير به کمال وجود برمی­گردد؛ لذا به هر چيزي كه مستلزم نقص يا عین نقص باشد، كلمه شر قابل اطلاق است.

ادامه نوشته

شبهه ­زدایی در توازن عملی

توازن عملی

گفتار دوم

شبهه ­زدایی در توازن عملی

بحث ما پیرامون توازن عملی و مقیاس­های طبیعت بود که مقدمة آن قبلاً بررسی شد و دیدگاه­های مختلفی ارائه گردید. اکنون روی شبهه­ ها بحث می­کنیم که یکی از آن‌ها توازن اخلاق و رشد استعدادهای طبیعی است.

توازن اخلاق و رشد استعدادهای طبیعی

ما می‌دانیم که بشر همواره در صدد پرورش استعدادهای طبیعی است؛ مثل غریزة جنسی، حُبّ و جاه و مقام و حتی عشق. گاهی این استعداد طبیعی موجب مسرّت و عامل نشاط می­شود و گاهی تنفّر ایجاد می­کند و موجب حسادت و بغض می­گردد و بسیاری از رذائل را در جامعه ایجاد می­کند. بنابراین استعدادهای طبیعی را نمی­توان و نباید سرکوب کرد؛ چرا که از یک طرف فضائل می­آفریند و از طرفی ایجاد رذائل می­کند.

ادامه نوشته

وجود مقیاسی انسان از نظر فلاسفه

توازن عملی

گفتار اول (سوم)

وجود مقیاسی انسان از نظر فلاسفه

مطلب جالب توجه این است که اکثر فلاسفه، وجود مقیاسی انسان را اینگونه تنظیم می­کنند که مثلاً صورت­ انسان، صورتی از جهان است و لذا انسان نموداری از جهان است و اگر می­خواهید به مکتب جهان نظر کنید، به انسان بنگرید که:

ادامه نوشته

عقل لاهوتی از دیدگاه علامه طباطبائی(ره)

توازن عملی

گفتار اول (بخش دوم)

عقل لاهوتی از دیدگاه علامه طباطبائی(ره)

عقل لاهوتی در مقابل عقل ظاهری، همان تفکر انسان در کیفیت خلقت و درک باطن آسمان و زمین است. علامه طباطبایی(ره) می­فرماید: عقلِ لاهوتی یکی از مقیاس­های خداوند است. خدای متعال درک و عقل لاهوتی را به من عنایت نمود تا آن چیزهایی را که عقل ظاهری من درک نمی­کند باور کنم و بدانم که این‌ها وجود دارند.

ادامه نوشته