راهكارهاى ابهام زدايى از الفاظ مشترک‏

مبحث نهم: قاعده اشتراك‏

راهكارهاى ابهام زدايى از الفاظ مشترک‏

مفسر، نيازمند فهم معناى الفاظ مشترک است؛ و گرنه در تفسير قرآن سرگردان و متحير مى ‏شود[1]؛ ازاين‏ رو، ناچار است راهكارها و قرائن تعيين كننده را بشناسد.[2]

ادامه نوشته

اسباب اشتراك

قواعد التفسیر

مبحث نهم: قاعده اشتراك‏

 اسباب اشتراك:

1. اختلاف لهجه‏­ هاى قبائل عرب در مورد كاربرد الفاظ براى معانى[2] و یا تعدد وضع به حسب نیاز قبائل گوناگون و اختلاط قبائل به خصوص بعد از ظهور اسلام.[3]

ادامه نوشته

قاعده اشتراك‏

قواعد التفسیر

مبحث نهم: قاعده اشتراك‏

مبحث «اشتراك» از جمله بحث هائی است که علاوه بر «اصول فقه» در علوم دیگری مانند «قواعد تفسير» و «واژه ‏شناسى قرآن» مورد توجه است

ادامه نوشته

ترادف‏

قواعد التفسیر

مبحث هشتم: ترادف‏

ديدگاه های متفاوت در مورد وجود «ترادف»:

در بخش قبل گفته شد که برخی بر این باورند که ترادف در قران و لغت وجود ندارد و برخی معتق بودند در لغت واقع شده اما در قرآن ترادف وجود ندارد. حال ادله و نظر کسانی که بر وجود ترادف قائلند ر ابیان می نماییم.

ادامه نوشته

ترادف‏

قواعد التفسیر

مبحث هشتم: ترادف‏

مبحث «ترادف» از بحث‏ هاى علم واژه ‏شناسى قرآن است كه در دانش «اصول الفقه» و «كتب قواعد تفسير» نيز مطرح شده است.

ادامه نوشته

نمونه هایی از کارکردهای سیاق واژه ای

قواعد التفسیر

نمونه هایی از کارکردهای سیاق واژه ای

بر اساس مطالب بیان شده، مفسّر بايد بداند كه مفهوم بسيارى از كلمات قرآنى به همان معناى لغوى محدود نمى ‏شود، بلكه قرآن آنها را در مفاهيم وسيعى بكار برده و با روش هاى خاص خود چهره ‏هاى گوناگون و معانى گسترده ‏اى براى آنها ابداع كرده است، بطوری که در بسیاری از موارد نمى‏ توان اين نوع كلمات را به هيچ زبانى ترجمه كرد بلکه نیازمند شرحی مختصر در زبان مقصد است.

ادامه نوشته

سیاق واژه ای

قواعد التفسیر

مبحث هفتم: سیاق واژه ای

سياق واژه ای، نوعى ويژگى براى واژگان است كه بر اثر همراه بودن آنها با كلمه‏ ها و جمله ‏هاى ديگر به وجود مى ‏آيد؛ به ‏عنوان مثال، جمله: «اِذْهَبْ إلَى الْبَحْرِ» هنگامى كه همراه با جمله «وَ اسْتَمِعْ حَديثَهُ بِاهْتِمامِ» گفته شود، داراى ويژگى و خصوصيتى است كه اگر به تنهايى گفته شود فاقد آن است، به همين دليل، هرگاه جمله‏ اول همراه با جمله دوم باشد، گوياى آن است كه «به نزد مرد دانشمند برو» و وقتى تنها باشد معناى ظاهر آن اين است كه «به سوى دريا برو»

ادامه نوشته

تفاوت «وجوه و نظائر» با الفاظ مشترک و مترادف

قواعد التفسیر

تفاوت «وجوه و نظائر» با الفاظ مشترک و مترادف

در مبحث گذشته تعریف وجوه و نظائر به عنوان دانش بررسى چند معنايى در بافت قرآن بیان شد.

شاید اولین سؤالی که بعد از بیان این مبحث به نظر برسد این است که این تعریف شامل لفظ مشترک و مترادف نیز می ­شود و از این جهت دارای اشکال است.

ادامه نوشته

وجوه و نظائر

قواعد التفسیر

مبحث ششم: وجوه و نظائر

مفسّر پس از كشف و ریشه یابی، براى‏ نزدیکتر شدن بيشتر به مفاهيم قرآن، بايد بداند كه بسيارى از كلمات، گذشته از معناى ابتدايى و اساسى، در تركيبات و حوزه ‏هاى مختلف، وجوه و چهره‏ هاى گوناگونى به خود مى ‏گيرند و نمى ‏توان همه جا اين كلمات را به یک وجه، معنى نمود.

ادامه نوشته

وقوع مجاز در قرآن

قواعد التفسیر

وقوع مجاز در قرآن

در این مورد، دو ديدگاه وجود دارد سيوطى مى ‏نويسد[1]: جمهور علماء برآنند كه مجاز در قرآن واقع شده است ولى گروهى وقوع آن را منكر شده‏ اند، از جمله «ظاهريّه، ابن القاص از شافعى ‏ها و ابن خويزمنداد از مالكى ‏ها.»[2]

ادامه نوشته

مَجاز

قواعد التفسیر

2- مجاز: استعمال لفظ در معنايى كه براى آن وضع نشده، اما مناسب معناى حقيقى لفظ است، اگر این این استعمال به جهت علاقه مشابهت باشد به آن استعاره می گویند؛ مانند استعمال لفظ «ماه» در فارسی و یا «قمر» در عربی در فرد زیبا. استعمال لفظ در معناى مجازى نيازى به اجازه وضع كننده آن ندارد، بلكه براساس ذوق و مناسبت معنايى بین معنای حقیقی و مجازی، به كار مى ‏رود کما اینکه مرحوم صاحب کفایه چنین می  نویسد:

ادامه نوشته

تاثیر حقيقت و مجاز در تفسیر قرآن

قواعد التفسیر

حقيقت و مجاز

یکی دیگر از مراحلی که باید مفسر در واژه ­شناسی به آن­ها توجه ویژه ­ای داشته باشد، مباحث مربوط به معانی حقیقی و مجازی است که نتیجه آن به دست آوردن تغییرات بوجود آمده در معانی مفردات قرآن خواهد بود. در رابطه با استعمال لفظ در معانی موضوع له و غیر آن، سه گونه استعمال قابل تصور است:

ادامه نوشته

دگرگونی های زبان و تئوري ­های علمی  در فهم مفردات قرآن

قواعد التفسیر

مبحث چهارم: دگرگونی های زبان و تئوري ­های علمی  در فهم مفردات قرآن

  • دگرگونی های زبان و نقش آن فهم مفردات قرآن

ممکن است معناى واژه ‏ها در طول زمان دچار تغييراتی گردد. براى نمونه، کلمه «مكروه» در عصر پيامبر ص در آيه(كُلُّ ذلِكَ كانَ سَيِّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهاً)[1] به معناى «ناپسند» است؛ به‏ طورى كه شامل گناهان كبيره همچون قتل و زنا نیز می ­شده است اما این واژه بعد از عصر امام صادق ع به معناى مکروه اصطلاحی تغییر معنی داده است که در عصر ما نيز همين معناى دوم مصطلح است.

ادامه نوشته

ريشه ‏يابى دقیق واژگان‏ در تفسیر قرآن

قواعد التفسیر

مبحث سوم: ‏ريشه ‏يابى دقیق واژگان‏

زبان شناسان، زبان ها را به سه دسته اصلی تقسیم کرده­ اند؛ اول، زبان­های شرقی که دشوارترین زبان ها به شمار می روند؛ مانند زبان های ژاپنی، کره­ای و چینی. دوم، زبان­های هند و اروپائی که در این زبان ها، واژه  ها بر اساس پسوند و پیشوند ساخته می شوند. این زبان ها از هند تا اروپا گسترده شده اند و در واقع همگی ریشه آریایی دارند. در زبان پارسی که از این نوع زبان است برای ساخت واژه ای که معنای فاعل را بدهد، از اضافه کردن پسوند «نده» به ریشه اصلی فعل(بُن) بهره برده می شود مانند راننده، رونده و ...  و یا برای افاده معنای ضدیت پیشوند «دُش» را بر سر واژه ها می آورند؛ مانند دشمن، دشنام، دشنام و ... .

ادامه نوشته

تكيه نکردن بر لغت شناسی ذهنی

قواعد التفسیر

مبحث دوم: تكيه نکردن بر لغت شناسی ذهنی

یکی از آفت هائی که حوزه تفسیر و بخصوص ترجمه با آن روبروست تکیه بر معانی ذهنی است؛ از آنجائی که زبان فارسی با زبان عربی تعاملات فراوانی داشته است گاهی دیده می شود که مترجم بدون توجه به معنای اصلی واژه در زبان مبدأ، معنای ارتکازی در ذهن خود را بر آیات و جملات روایی تحمیل می­ کند.

ادامه نوشته

حجيّت قول لغوى در فهم معانى واژگان

قواعد التفسیر

 لغت شناسی

حجيّت قول لغوى در فهم معانى واژگان

حال که باید برای شناسائی واژه های قرآنی به کتابهای لغت مراجعه نمود، سؤال اساسی متفرع بر این مبحث این است که آیا قول لغوی حجت است یا خیر؟!

یکی از بحث های مهمی که در اصول فقه به آن پرداخته می شود بحث از حجیت قول لغوی است؛ بدین معنی که آیا ترجمه و معنایی که لغت دان از یک واژه ارائه نموده است برای ما معتبر است و می توانیم برای آن حجیت قائل شویم یا نه؟

ادامه نوشته

شناخت معانی لغت و واژگان

قواعد التفسیر

 شناخت معانی لغت و واژگان

مبحث اول: لغت شناسی عصری(مقارن نزول)

یکى از اصول و مسائلى كه بايد مفسر قرآن، به آن عنايت كافى داشته باشد، تحول معانى (سمانتیک) است. مفسر در اين مرحله بايد عارف به تحول زبان باشد، زيرا برخى از واژه‏ها در طول زمان، معانى جديدى پيدا مى‏كنند، چه بسا واژه‏اى در عصر نزول قرآن در معنايى ظهور داشته و استعمال آن در آن معنا شايع بوده، ولى اكنون استعمال آن در آن معنا رايج و شايع نباشد، زيرا كلمات در طول زمان و به موجب عواملى، تغيير معنى مى‏ دهند.

ادامه نوشته

کیفیت وضع الفاظ قرآنی

قواعد التفسیر

تأثير اقسام وضع در تفسير قرآن

مبحث دوم: کیفیت وضع الفاظ قرآنی

اما در مواجه با این سؤال که وضع الفاظ قرآنی از چه کیفیتی بر خوردار است؟ آیا این الفاظ در معانی شرعیه به کار برده شده­ اند یا دلالت بر همان معانی لغوی عصر نزول دارند؟ یا به عبارت روشن تر آیا الفاظ قرآن دارای معنائی اصطلاحی هستند یا خیر؟

ادامه نوشته

تأثير اقسام وضع در تفسير قرآن

قواعد التفسیر

تأثير اقسام وضع در تفسير قرآن

همانگونه که بیان شد، اولین گام در فرآیند تفسیر، مراحل مربوط به مفهوم شناسی مفردات و واژگانِ جملاتی است که در آیات بکار رفته است. در مباحث پیش رو سعی شده است تا به برخی از مباحث و قواعدی که در این رابطه وجود دارد، در قالب مباحثی اشاره شود:

ادامه نوشته

قواعد معناشناسی واژگانی

قواعد التفسیر

بخش دوم: قواعد معناشناسی واژگانی

انتخاب كلمات و واژه‏هاى به كار رفته در جملات و عبارت‏ هاى قرآنى كاملاً حساب شده است؛ به گونه‏اى كه اگر كلمه‏اى از جاى خود برداشته و ‏كلمه ديگرى جایگزين آن گردد با این شرط که تمامى ويژگى ‏هاى كلمه اصلی را ايفا كند، يافت نخواهد شد؛ زيرا گزينش واژه ‏هاى قرآنى به گونه‏ اى انجام شده كه ابن عطيه در اين باره گفته است:

ادامه نوشته

دسته بندی قواعد تفسیر

قواعد التفسیر

فصل ششم: دسته بندی قواعد تفسیر

در بیان دسته بندی قواعد تفسیر شیوه های مختلفی دیده می  شود؛ پاره ای بدون معیار خاصی این قواعد را بیان نموده اند؛ عبدالرحمن بن ناصر السعدى در کتاب «القواعد الحسان لتفسير القرآن» چنین سبکی دارد؛ وى از نقطه‏ هاى آغاز تفسير مثل کيفيت اخذ تفسير شروع کرده، سپس به قواعد اسباب النزول و برخى قواعد ادبى پرداخته، سپس برخى قواعد محتوايى قرآن را بيان کرده و به آياتى که معانى جامع دارند، ختم نموده است.[1]

ادامه نوشته

نگاهی تطبیقی بین تفسير قرآن و هرمنوتيک

مبحث چهارم: نگاهی تطبیقی بین تفسير قرآن و هرمنوتيک

مهم‏ترين مشخصات و مؤلفه­ های تفسير قرآن مرسوم با رهیافت قواعد تفسیر در برابر تفسير بر اساس هرمنوتيک را می ­توان به طور اختصار این گونه بیان نمود:

ادامه نوشته

هرمنوتيک در ايران

فصل پنجم: رابطه هرمنوتیک و تفسیر

مبحث سوم: هرمنوتيک در ايران

روش تفسير هرمنوتيک متون قدسی که نداى آن از غرب برخاسته شد، پيش از انتقال به زبان فارسى، نخست در آثار عربى توسط اساتيد زبان عرب مطرح گرديد و سپس به طور ناقص و نارسا به آثار فارسى انتقال يافت.

ادامه نوشته

نقد و بررسی تبارشناسی هرمنوتیک.

فصل پنجم: رابطه هرمنوتیک و تفسیر

نقد و بررسی تبارشناسی هرمنوتیک.

همانگونه که بیان شد، هرمنوتيک جديد، به رغم نقش ديرين خود که به منزله روش فهم متون، به ويژه متون دينى، دغدغه اصلى خويش را واکاوى فهم بشر قرار داده، اهتمام خود را به تمامى صرف آن نموده است.

ادامه نوشته

تبارشناسی هرمنوتيک

فصل پنجم: رابطه هرمنوتیک و تفسیر

تبارشناسی هرمنوتيک

سه مورد از تقسیم بندی تاریخ هرمنوتیک بیان شد. حال به مورد بعدی یعنی هرمنوتیک فلسفی پرداخته می شود.

چهارم فلسفى:

ادامه نوشته

تبارشناسی هرمنوتيک

فصل پنجم: رابطه هرمنوتیک و تفسیر

تبارشناسی هرمنوتيک

اين واژه در قرون وسطى به معناى هنر فهم يا دانش تفسير و فهم کتاب مقدّس بود. شلاير ماخر آن را عبارت از روش فهم مطلق متون دانسته است و ديلتاى به معناى روش­‏شناسى علوم انسانى پنداشته است. هيدگر آن را در هستى ­‏شناسى به کار گرفته است و گادامر، اين کلمه را براى هستى ­‏شناسى فهم به خدمت گرفته است.[1]

ادامه نوشته

مفهوم شناسی واژه هرمنوتیک

فصل پنجم: رابطه هرمنوتیک و تفسیر

مبحث اول: مفهوم شناسی واژه هرمنوتیک

  • مفهوم شناسی اصطلاحی

براى هرمنوتيک تعريف ­‏هاى متعدّدى شده ­است از جمله:

1        جان مارتين کلادينوس (1759- 1710 م) علوم انسانى را مبتنى بر «هنر تفسير» مى ‏­دانست و هرمنوتيک را نام ديگر آن قلمداد مى ‏­کرد. هرمنوتيک هنر دست­يابى به فهم کامل و تامّ عبارات گفتارى و نوشتارى است البته در مواردى که ابهام رخ مى ‏­دهد.

ادامه نوشته

مفهوم شناسی واژه هرمنوتیک

قواعد التفسیر

رابطه هرمنوتیک و تفسیر

مبحث اول: مفهوم شناسی واژه هرمنوتیک

مفهوم شناسی لغوی

واژه هرمنوتيک «hermeneuitic» در اصل يونانى بوده و مصدر آن «ermeneuin» به معناى «تفسير کردن» است.[1] معمولًا عده ای در ريشه­‏ يابى لغوى هرمنوتيک، ربط روشنى ميان اين واژه و «هِرمس» برقرار مى‏­ کنند.

ادامه نوشته

جواز تفسير قرآن بر اساس قرائت متواتر مسلمانان

قواعد التفسیر

2. جواز تفسير قرآن بر اساس قرائت متواتر مسلمانان:

همانگونه که بيان گردید قرآن، غير از قرائات است و قرائات متواتر نيست، اما خود «قرآن» به صورت متواتر از پيامبر اکرم ص به ما رسيده است، که همه مسلمانان نسل بعد از نسل آن را خوانده و مى‏ خوانند و همين قرائت متواتر بر ما حجت است و باید مبناى تفسير قرآن قرار گیرد؛ بنابراین قرائت حفص از عاصم، که بيشترين تطابق را با قرائت متواتر مسلمانان داشته است، باید مبنای تفسیر واقع شود.

ادامه نوشته

تفسير قرآن باید بر کدام قرائت باشد؟

قواعد التفسیر

از آنجا که جاى اصلى بحث قرائات در علوم قرآن و تاريخ قرآن است، در اينجا به یک سؤال اساس که در تفسیر باید به آن پرداخته شود، اشاره می گردد:

تفسير قرآن باید بر کدام قرائت باشد؟

در رابطه با این موضوع چند ديدگاه وجود دارد که به دیدگاه اشاره می شود:

ادامه نوشته