زمینه ها و عوامل آسیب پذیری(بخش چهارم)

4 جهل:

جهل سرچشمه و ریشه بسیاری از گناهان و آسیب پذیری های اخلاقی است.

علم و حکمت سر چشمه اخلاق است و آفت ها و رذائل اخلاقی معلول جهل و نادانی است و قرآن و روایات مردم را از غلتیدن در این پدیده شوم بر حذر داشته و در مذمت آن مطالب تکان دهنده ای را یاد اور می شود.

قرآن می فرماید:

«وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ».[1]

از خواسته های جاهلان (کسانی که آگاهی ندارند)پیروی نکن.

و در جای دیگر جاهلان را بسان چهار پایان بلکه بدتر از آنان می داند.

«وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِنَ الْجِنِّ وَالإنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لا یَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِکَ کَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ.»[2]

به یقین، گروه بسیارى از جن و انس را براى دوزخ آفریدیم(چرا که)آن ها قلب های دارند  كه با آن اندیشه نمى‏كنند، و نمى‏فهمند; و چشم هاى كه با آن نمى‏بینند; و گوش هایى كه با آن نمى‏شنوند; آنها همچون چهارپایانند; بلكه گمراهتر، اینان همان غافلانند.

قرآن می فرماید:

«قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الأعْمَى وَالْبَصِیرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِی الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ».[3]

بگو آیا نابینا و بینا یکسانند؟یا ظلمات و نور مساویند.

امام علی علیه السلام می فرمایند:

«بزرگترین مصیبت ها جهل است».[4]

ایشان جهل را اعظم مصائب می نامد، وهمچنین آن را مایه تباهی آخرت بر می شمرد.[5]

ادامه دارد...



[1] . جاثیه/18

[2] . اعراف/179

[3] . رعد/16

[4] . تميمى آمدى، عبد الواحد، غرر الحكم و دررالکلم، ص185.

[5] . همان، ص75.

زمینه ها و عوامل آسیب پذیری(بخش سوم)

3 تغذیه:

غذایی که انسان می خورد، تدریجاً به صورت فکر در می آید. همان طور که روح در ابتدای پیدایش خود جسمانی است و سپس مجرد می شود. اندیشه ها ، اخلاق و اوصاف نفسانی نیز این گونه است؛یعنی همان گونه که ماده طبق حرکت  جوهری روح مجرد می شود، یک غذا نیز با سیر گوهری ، اندیشه یا خُلق و صفت می شود.

اگر کسی از راه حرام تغذیه کرد و جوارح و جوانح او رشد یافت، صرف موعضه در او اثر نمی کند و مانند آب در هاونگ کوبیدن است.

 تغذیه حرام، ثنمیه ناصواب را به همراه دارد و افکار و اوصاف پلید آن را تعقیب می کند، و از عوامل و زمینه های به وجود آورنده آسیب پذیری اخلاق می باشد.

قرآن می فرماید:

«حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیَةُ وَالنَّطِیحَةُ وَمَا أَکَلَ السَّبُعُ إِلا مَا ذَکَّیْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ...».[1]

خوردن گوشت مردار و خون و گوشت خوک و حیواناتی که به غیر نام خدا ذبحشده باشند و حیوانات خفه شده و به زجر کشته شده و آن ها که بر اثر پرت شدن از بلندی بمیرند و آن ها که به ضرب شاخ حیوان دیگر مرده باشند و باقیمانده صید حیوان درنده، مگر ان که به موقع ، به ان حیوان برسید و آن را سر ببرید، و حیواناتی که روی بت ها ( یا در برابر آن ها) ذبح شوند همگی بر شما حرام است.



[1] . مائده/3.

زمینه ها و عوامل آسیب پذیری(بخش دوم)

2 محیط:

تمام عوامل عادی خارجی که انسان را احاطه کرده و او را از آغاز رشدش یعنی از زمانی که به صورت نطفه در رحم منعقد می شود.تا زمان مرگش تحت تأثیر قرار می دهد.[1]

برخی دیگر در تعریف ان گفته اند:

«به جز خواص ذاتی و فطری کلیه عواملی که در دوران زندگی انسان به اشکال گوناگون انسان را تحت تأثیر قرار می دهند عوامل محیطی نامیده می شود.»[2]

قرآن می فرماید:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ ...».[3]

ای کسانی که ایمان آورده اید خودتان و کسانتان را از آتشی که سوخت آن مردم و سنگ هاست حفظ کنید.

روایتی از امام موسی ابن جعفر علیه السلام که می فرمایند:

مردی خدمت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) آمده و عرض کرد این فرزندم چه حقی بر من دارد؟پیامبر «ص»فرمود: حق او بر تو این است که نام نیکو بر او بنهی و او را نیکو ادب کنی و در محیط نیکو قرار دهی.[4]



[1] . دلشاد تهرانی، مصطفی، سیری در تربیت اسلامی، ص108.

[2] . صانعی، سید مهدی، پژوهشی در تعلیم و تربیت اسلامی، ص 195

[3] . تحریم/6.

[4] . حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج21، ص479.

زمینه ها و عوامل آسیب پذیری(بخش اول)

زمینه ها و عوامل آسیب پذیری(بخش اول)

1 وراثت:

قرآن می فرماید:

«وَ قَالَ نُوحٌ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلىَ الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا. إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّواْ عِبَادَكَ وَ لَا يَلِدُواْ إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا».[1]

حضرت نوح عرضه داشت : پروردگارا ؛هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار چرا که اگر آن ها را باقی بگذاری بندگانت را گمراه می کنند و جز نسلی فاجر و کافر (باعمل و اعتقاد فاسد) به وجود نمی زایند.

در روایات و احادیث رسیده از پیامبر و ائمه از واژه «عِرق» به عنوان عامل وراثت یاد شده است یعنی در واقع همان چیزی که امروز به آن ژن گفته می شود ، در روایات از آن به عِرق تعبیر شده است.

رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) فرموده اند: نگاه کن در کدام نژاد فرزندت را می گذاری (همسرت را از چه خانواده ای انتخاب می کنی) چرا که اخلاق و خصوصیات و ریشه های خانوادگی به فرزندان منتقل می شود.[2]

نظیر این معنا در روایات دیگری هم آمده است:

عن النبی (صلی الله علیه وآله): محل نطفه هایتان را گزینش کنید و با دقت انتخاب کنید چون روش های اخلاقی و خصلت های انسان به فرزندان منتقل می شود.[3]

اثر عرق «و با اصطلاح امروزی ژن» به طوری است که ممکن است گاهی خصوصیات یا خلقیات اباء و اجداد دور دست ما را به فرزندمان منتقل کند:

امام باقر(علیه السلام) فرمودند:

مردی از انصار به همسرش به محضر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) شرفیاب شد عرض کرد با رسول الله این زن، دختر عمو و همسر من است پاک و با عفت است و برای من فرزندی آورده است که چهره اش سیاه و با تمام ممیزات نژادی یک حبشی است. نظیر چنین فرزندی در خانواده و اجداد پدری و مادریم نیست؛ رسول اکرم از زن سؤال کرد: چه می گویی؟زن قسم یاد کرد از موقعی که من به همسری این مرد در آمده ام با هیچ کس نیامیخته ام! حضرت مانند کسی که به فکر فرو می رود سر را به زیر انداخت و سپس سر بلند کرد و دیده به آسمان گشود،رو به آن مرد کرد و فرمود:

ای مرد بین هر انسان تا آدم (علیه السلام) 99 عرق(خصلت) وجود دارد که در ساختمان فرزند همه فعالیت می کنند وقتی نطفه ای در رحم قرار می گیرد عرق ها به جنبش افتاده ، از خدا در خواست دارند که فرزند شبیه آن ها ساخته شود، این بچه ی غیر مشابه شما از همان عرق های دور دست است که در اجداد اجدادت سابقه دارد. کودک را بگیر که فرزند تو است. زن عرض کرد یا رسول الله عقده و گره مرا گشودی و از غصه خلاصم کردی.[4]

بنابراین سجایای اخلاقی و صفات ناپسند پدر و مادر به فرزندان به ارث می رسد و زمینه های را در فرزندان ایجاد می کند؛ ازپدر و مادران بخیل، خودخواه، ترسو و ... بیش تر بچه های پست و فرومایه متولد می شوند.

همان طور که در اول بحث گفتیم که خداوند از قول نوح در آیات 26و27 سوره نوح فرمود.

«وَ قَالَ نُوحٌ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلىَ الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا. إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّواْ عِبَادَكَ وَ لَا يَلِدُواْ إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا».

از کافرین و نافرمان ها احدی باقی مگذار چرا که فرزندانی که ازآن ها به وجود می آید دارای همان خصوصیات اخلاقی(کفر و نافرمانی) خواهند بود. 



[1] . نوح/27و26

[2] . متقی، علا الدین علی، کنزالعمال، ج15، ص58، ش431400.

[3] . ابن ادریس، محمد، السرائر الحاوی لتحریر‌الفتاوی، ج2، ص559.

[4] . حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج15، ص218، کتاب نکاح، ابواب احکام الولاده، باب105، حدیث1.