زمینه ها و عوامل آسیب پذیری(بخش نهم)(2)
راه های نفوذ شیطان
ب) وعده دادن:
قرآن می فرماید:
«وَمَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَانُ إِلا غُرُورًا»[1]
(وشیطان آنان را جزبه فریب وعده ندهد.)
شیطان اولیاء خود را به خواسته های دلپذیر و آرزوهای دور و دراز وعده داده، مرگ را از یادشان برده ، و از یاد بعث و حساب منصرفشان کرده است، و از سوی دیگر ایشان را از فقر و ذلت و ملامت مردم ترسانده ، و کلیدتمامی این دام ها غافل نمودن مردم از مقام پروردگار و جلوه دادن زندگی حاضرشان است؛ به طوری که چنین می پندارند که خودشان هم در استعمال اسباب بر طبق دلخواه خود مستقلند، وقتی اولیای خود را دچار چنین انحرافی نموده ان وقت به آسانی ایشان را مغرور می سازد، تا به خود اعتماد کنند نه به خدا و همه اسباب دنیوی را در راه شهوات و آرزوهای خود به کار بندند.[2]
ج) امنیه و آرزو:
منظور از امنیه هر امر خیالی است که وهم از ان لذت ببرد و آن از نتایج وسوسه است. شیطان به خداوند عرضه می دارد.«ولأضلنهم و لأمنینهم» من انسان ها را از راه سرگرم کردنشان به پرستش غیر خدا و ارتکاب گناهان گمراه خواهم کرد و آنان را با اشتغال به آمال و آرزوهایی که از اشتغال به واجبات زندگی شان باز بدارد فریب می دهم ، تا آنچه را که برایشان مهم و حیاتی است به خاطرآنچه موهوم و خالی از واقعیت است، رها کنند و دستورشان می دهم حلال خدا را بر خود حرام سازند و نیزدستورشان می دهم که خلقت خدایی را تغییر دهند، بعید نیست که منظور از تغییر خلقت خدای تعالی، خروج از فطرت و ترک دین حنیف باشد.[3]
قرآن می فرماید:
«وَمَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطَانَ وَلِیًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِینًا »[4]
و هر کس که به جای خدا شیطان را به دوستی برگزیندزیانی آشکار کرده است.
چه خسرانی روشن تر از این خسران که سعادت حقیقی کسی مبدل به سعادت خیالی و شقاوت واقعی شود و با وعده های دروغین و آرزو های موهوم ، کمال خلقت او مبدل به خسران و نقص شود.
د) زینت دادن:
خداوند در آیه 38 سوره عنکبوت درباره قوم "عاد" و "ثمود" می فرماید:
«وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَکَانُوا مُسْتَبْصِرِینَ»شیطان اعمالشان را در نظرشان زینت داد و آنها را از راه بازداشت در حالی که قبلا راه را پیدا کرده بودند.
زینت دادن شیطان عمل آدمی را به این است که به وسیله تهییج عواطف درونی میبوط به آن عمل ، در دل آدمی القا می کند که عمل بسیار خوبی است، و در نتیجه انسان از عمل خود لذت می برد و قلباً آن را دوست می دارد و ان قدر قلب او متوجه ان می شود که دیگر فرصتی برایش نمی ماند تا در عواقب وخیم و آثار سوء و شوم آن تعلقی کند.[5]
قرآن می فرماید:
«قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَیْتَنِی لأزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الأرْضِ »[6]
گفت ای پروردگار من، چون مرا نومید کردی ، در روی زمین بدی ها را در نظرشان بیارایم.
شیطان سخت در عواطف نفسانی انسان یعنی در بیم و امید، و در آمال و آرزوهای او ،در شهوت و غضبش تصرف می نماید و ان گاه در اراده و افکاری که از این عواطف بر می خیزد امور باطل و زشتی ها و پلیدی ها را از راه میل و رغبتی که بشر به آن دارددر نظر آنان زینت داده و به همین وسیله گمراهشان می کنم، مثلاً زنا را که یکی از گناهان است از ان جایی که مطابق میل شهوانی اوست در نظرش آن قدر زینت می دهم تا به تدریج از اهمیت محذور و زشتی آن کاسته و هم چنان می کاهم تا یکباره تصدیق به خوبی آن نموده و مرتکبش شود.[7]
[2] ر.ک: طباطبايى، سيد محمد حسين، الميزان فى تفسير القرآن، ج12، ص64.
[3] ر.ک: طباطبايى، سيد محمد حسين، الميزان فى تفسير القرآن، ج5، ص137ـ138.
[5] ر.ک: طباطبايى، سيد محمد حسين، الميزان فى تفسير القرآن، ج8، ص503.
[7] ر.ک: طباطبايى، سيد محمد حسين، الميزان فى تفسير القرآن، ج8، ص47.