گفتار هشتم(بخش دوم)

پاک­سازی فکری در ورزش

چند نمونه از اخلاق را در تاریخ ذکر می­کنیم تا مطلب واضح­تر شود: امروز ورزش در جامعة ما حرف اول را می­زند، پیامبر اکرم در ورزش، گرایش توحیدی و پاک­سازی فکری را مهم‌تر از خود ورزش می­دانست؛ یعنی به ورزشکار می­فرمود که اول اخلاق ورزشی را یاد بگیرد و بعد به ورزش بپردازد. فرهنگ باید اینگونه برای قشر جوان جامعه تبیین شود. ببینیم توحید نابی که پیامبر اکرم به ورزشکار یاد می­دهد چیست؟

رسول گرامی اسلام روزی به جمعی از جوانان برخورد کرد که سرگرم زورآزمایی و مسابقة وزنه­برداری بودند. سنگ بزرگی بود که مقیاس قوّت و مردانگی جوانان به شمار می­رفت و هر کس آن را به قدر توانایی خود حرکت می­داد.

در این هنگام رسول اکرم پیش رفتند و فرمودند: «چه می­کنید؟» گفتند: داریم زورآزمایی می­کنیم. می­خواهیم ببینیم کدام یک از ما قوی‌تر و زورمندتر است.

حضرت فرمودند: «میل دارید که من بگویم چه کسی از همه قوی‌تر و نیرومندتر است؟» عرض کردند: البته، چه از این بهتر که رسول خدا داور مسابقه باشد و نشان افتخار را او بدهد.

افراد جمعیت همه منتظر و نگران بودند که رسول اکرم کدام یک را به عنوان قهرمان معرفی خواهد کرد. عده­ای بودند که هر یک پیش خود فکر می­کردند الآن رسول خدا دست او را خواهد گرفت و به عنوان قهرمان مسابقه معرفی خواهد کرد.

رسول اکرم فرمود: «از همه قوی­تر و نیرومندتر آن کسی است که اگر از یک چیزی خوشش آمد و مجذوب آن شد، علاقة به آن چیز او را از مدار حق و انسانیت خارج نسازد و به زشتی آلوده نکند، و اگر در موردی عصبانی شد و موجی از خشم در روحش پیدا شد، تسلط بر خویشتن را حفظ کند؛ جز حقیقت نگوید و کلمه­ای دروغ یا دشنام بر زبان نیاورد، و اگر صاحب قدرت و نفوذ گشت و مانع­ها و رادع­ها از جلویش برداشته شد، زیاده از میزانی که استحقاق دارد دست­درازی نکند.»[1]

این حرکت حضرت الگویی برای ما است که چگونه پاک­سازی فکری را در ورزش پیاده کنیم. بنابراین پاک­سازی فکری در گرایش توحید مهم است. کسی که گرایش توحیدی دارد حتماً باید به پاک­سازی فکری منتهی شود.

2.آگاهی­های انسانی

اگر کسی شناخت خود را از خدا شروع کند، باید به آگاهی‌های انسانی برسد. شخصی که با گرایش توحیدی حرکت می­کند، خود را از نظر کرامت ذات و از نظر شرافت ذات درک می­کند و به خودش می­گوید: تو حیوان نیستی که به خودت خیانت کنی! می­پرسد: پس من کیستم؟ می­گوید: تو کنگرة عرش خدا هستی، تو یک انسان در همایش بین­المللی خدا هستی، خدا می­خواست برای خودش کنگره برقرار کند تو را آفرید. لذا تمایلات حیوانی، اغراض مادی و خواهش­های شیطانی، کرامت ذات و شرافت ذات تو را لطمه می­زند و از بین می­برد، پس این‌ها را باید بشناسی.

گرایش توحیدی فقط به نماز و روزه نیست که صبح تا غروب تشنگی و گرسنگی بکشید، بلکه منظور دو چیز است: پاکسازی فکری و آگاهی­های انسانی.

باید آفرینش بزرگ آفریدگار یعنی انسان را معرفی کرد، وگرنه حیوانات دیگر هم شهوت دارند، شهوت که کنگره عرش خدا نمی­شود. اگر بنا باشد که بی­حجابی عزت و شرف باشد، گاو از انسان شریف­تر است، چون لخت است و حجاب ندارد.

شرافت انسانی در گرو آگاهی

در كتاب شریف «كافى» به سند صحيح از امام به حق ناطق امام جعفر صادقروایتی نقل شده كه آن حضرت فرموده‏اند: «شرف المؤمن قيامه‏ باللّيل، و عزّه استغناؤه عن النّاس[2]‏؛ شرف مؤمن بر پاى بودن اوست در شب كه كنايه از نماز شب است، و عزّت او استغناى اوست از مردم». يعنى هر كه نماز شب بخواند خداى تعالى وي را دوست دارد و هيچ شرفى شريف­تر از دوستى خدا نيست.

أميرالمؤمنين مي­فرمايد: مستغنى شو از هر كس كه خواهى تا همسر او باشى، و محتاج شو به هر كس كه خواهى تا أسير او باشى، و نيكى كن با هر كس كه خواهى تا امير او باشى‏.[3]

چقدر زیبا معیار را به دست انسان می­دهد، شرافت مرد نماز اوست و عزّت او در بی­نیازی از مردم است؛ یعنی عزت نفس داشته باش و عظمت و مجد خود را بشناس! اگر حاضر باشد که دوستش سیگاری را به او تعارف کند و او هم بگیرد تا دوستش ناراحت نشود، اما هرگز حاضر نشود که اخلاق را به دوستش تعارف کند، پس معلوم است که او هنوز آگاهی­های انسانی را نشناخته است.

بسیاری از افراد باید بدانند که امروز اگر دچار اشتباهات شده­اند به خاطر این است که گرایش­های توحیدی آن‌ها غلط است، اگر فقط برای چند روز در راه درست گام بردارند زنده­یاد و جاوید خواهند شد.

در کتاب «خزینة الجواهر» نکتة لطیفی نقل شده که: چنانکه رنگ باعث زینت پارچه است، و پارچة بی­رنگ زینتی ندارد، همچنین رنگ توحید باعث زینت عبد است و بندة بی­توحید و غیر موحّد زینت معنوی ندارد، و لو ظاهرش به انواع زینت­های دنیوی آراسته باشد. لذا کفار را می­بینی که با وجود زینت ظاهری، مؤمن از دیدن آن‌ها مشمئز می­شود و از رایحه و بوی تعفن آن‌ها حالش منقلب می­گردد و این نیست مگر به واسطة نبودن رنگ توحید در آن‌ها.

و چنانچه رنگ در سراسر وجود جسم و هستی او فرو رفته است، و تار و پود پارچه را رنگارنگ نموده، همچنین توحید سراسر وجود و هستی عبد را فرا گرفته، چنانچه در نظر نمودن منافع اعضاء انسان و تشریح آن‌ها این مطلب بسی واضح و روشن می­گردد.

و چنانچه رنگ‌ها مختلف­اند از زرد و سرخ و سفید و سیاه و آبی و خاکستری و غیرها، همچنین طُرُق معرفت الهیه هم مختلف است که «اَلطُّرُقُ اِلَی اللهِ به عددِ اَنفَاسَ الخَلايِق».

و چنانچه رنگ پارچه به شستن زیاد، و لو هر قدر باشد زایل نمی­شود، بلکه آن رنگ در پارچه ثابت­تر گردد، همچنین انسان موحّد هر چه امتحان بشود، و در امتحان از بوته خالص عیار بیرون آید، البته قدرش رفیع و منزلتش منیع­تر گردد.[4]

 



1. وسائل، ج2، ص469.

[2]. الکافی (ط-الإسلامیه)، ج2، ص148؛ الکافی (ط-دارالحدیث)، ج3، ص381؛ منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح، ص355.

[3]. شرح فارسى شهاب الأخبار(كلمات قصار پيامبر خاتم ص)، متن، ص54.

1. خزینة الجواهر فی زینة المنابر، ج1، ص115.