گفتار سوم(بخش سوم)

تقوا رابط عشق و عفت

سومین رابطه عشق و عفت، تقواست. از امیرالمؤمنین دربارة متّقین سؤال شد: «يَا أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ صِفْ لِيَ الْمُتَّقِين‏...» حضرت هم متّقین را اینگونه معرفی کردند: «...قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ وَ شُرُورُهُمْ مَأْمُونَةٌ وَ أَجْسَادُهُمْ‏ نَحِيفَةٌ وَ حَاجَاتُهُمْ‏ خَفِيفَةٌ وَ أَنْفُسُهُمْ عَفِيفَة...»؛[1] «دل­های پرهیزکاران اندوهگین، و مردم از آزارشان در أمان، تن­هایشان لاغر، و درخواست­هایشان اندک، و نَفسشان عفیف و دامنشان پاک است».

شیخ بهایی(ره) گفت: من عبودیت را از یک برده یاد گرفتم؛ در یک روز سرد و برفی زمستان از کوچه­ای می­گذشتم، برده­ای را دیدم که لباس نازکی بر تن کرده و از سرما به خود می­لرزد. جلو رفتم و گفتم: ای مرد! فصل زمستان است و هوا هم سرد، چرا لباس گرم نمی­پوشی؟ برگشت و گفت: من عبدم. گفتم: عبد باش، ولی به مولایت بگو که من لباس گرم می­خواهم! خیلی آرام در جوابم گفت: مگر مولای من مرا نمی­بیند!؟ شیخ تا اینرا از برده شنید به گریه افتاد. برده گفت: چرا گریه می­کنی؟ شیخ گفت: تو یک مولای عادی داری ولی می­گویی که چون مولایم مرا می­بیند تقاضا نمی­کنم، ولی مولای من که هر روز و در همه جا مرا می­بیند و حاضر

است، شکوه و تقاضای من خیلی بیشتر است!

امیرالمؤمنینمی­فرماید: تقاضای شخصیت­های متّقی خیلی ناچیز است. علامه حسن زادة آملی می­فرماید: «خدایا! هم می­گویند بِدِه، ولی حسن می­گوید بگیر».[2]

مرحوم مقدس اردبیلی عبارتی دارد که می­گوید: خدایا! احمد از تو آب می­خواهد، تو جواهر می­دهی!؟

خصایص متّقین از زبان قرآن

1. آن­ کس که راستی آورد و آن را باور نمود. 2. ایمان به خدا، روز بازپسین، فرشتگان، کتاب آسمانی و پیامبران دارند. 3. اعطا و بخشش مال به نیازمندان در عین حال که آن را دوست دارد. 4. برپا داشتن نماز و دادن زکات. 5. وفاداری به عهد. 6. صبر و شکیبایی در سختی­ها. 7. نیکوکاری. 8. خواب کم در شب و استغفار در سحرگاه. [3]

خصایص متّقین از زبان روایت

1. کم خرج و کم زحمت­ترین مردم دنیا. 2. کمک کارترین مردم به دیگران. 3. یادآورنده و به پادارنده­ی امر الهی. 4. راستگویی. 5. امانت­داری. 6. احسان و نیکی به دیگران. 7. بردباری و تحمل زیاد. 8. اخلاص در کارها. 9. کوتاهی آرزو. 10. بهره­گیری از فرصت­ها و... .[4]

تقوا و حضرت علی

 همه بی­عفتی­هایی که داریم از بی­تقوایی است؛ چه تقوای سیاسی و چه تقوای عبادی. عجیب این است که اگر کسی سؤال کند که چگونه امیرالمؤمنین را یاری کنیم؟ خواهیم گفت: با تقوا، «وَ لَكِنْ أَعِينُونِي‏ به ورعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَاد؛[5] «با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی، مرا یاری دهید».

علی را چه کسی یاری می­کند؟ ورع، عفت و تلاش در راه خدا. شخص متّقی مجذوب علی است، انسان مجاهدِ در راه خدا معرّف امیرالمؤمنین است، تمام مظاهر وجودیش نشانۀ علی است. عفت تا کجا مهم است؟ تا جایی که مظهر ذات علی بشود، نه اینکه تسبیح به دست گرفته و «یا علی» بگوید!

تقوا از دیدگاه شهید مطهری

شهید مطهری(ره) می­فرماید: مى‏دانيم که كلمه تقوا در اصطلاح قرآن و اسلام اصطلاح خاصى است. در عرف عوام و دهاتي­ها تقوا و طهارت را برابر مى‏دانند (رعايت پاكى و نجسى)، ولى در اصطلاح قرآن تقوا يك حالت روحى و ملكه اخلاقى است كه هرگاه اين ملكه در انسان پيدا شد، قدرتى پيدا مى‏كند كه مى‏تواند از گناه پرهيز كند اگر چه گناه بر او عرضه شود. تقوا اولياء حق را نگهدارى مى‏كند و مصونيت مى‏دهد. ملكه و فضيلت تقوا در روح انسان اثر مى‏گذارد و او را از ارتكاب لغزش­ها و گناه­ها باز مى‏دارد.[6]



[1]. نهج البلاغه (للصبحي صالح)؛ خطبه193، ص303؛ نهج البلاغه (ترجمه دشتی)، خطبه193، ص286.

[2]. الهی نامه استاد حسن زاده آملی.

[3]. سوره زمر، آیه33؛ سوره بقره، آیه177؛ سوره ذاریات، آیه19و15.

[4]. میزان الحکمه، باب4169، ح22445و22443.

[5]. نهج البلاغه (ترجمه دشتی)، نامه45، ص392.

[6]. مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏26، ص 221.