گفتار هشتم(بخش اول)

توازن گرایش ­های موزون و ناموزون

یکی از بحثهای توازن عملی، توازن گرایش­های موزون و گرایش­های ناموزون است. باید ببینیم چه نوع گرایشی بر اساس فرهنگ شیعة امامیه است؟ و اهل بیت کدام را قبول دارند؟ و قرآن کریم کدام را پذیرفته است؟ و چه نوع گرایش­هایی مورد قبول اهل بیت و چه گرایش­هایی مورد توجه آن‌ها نیست؟

مقدمه

گرایش موزون رمز بالندگی است، اما گرایش­های غیر موزون مساوی با وابستگی است. بین این دو خیلی فرق است؛ اگر گرایش­ها بر موازین قرآن و عترت باشد همیشه بالنده است، در مقابلِ دشمن و افکار و اندیشه­های او به خودش می­بالد؛ اما اگر گرایش­ها بر موازین قرآن و عترت نباشد برای همیشه وابسته است.

وابستگی در گرایش­های ناموزون

چگونه انسان وابسته می­شود؟ اگر شخصی خودش را در خدمت یک دانشمند غربی قرار دهد و تمام وجودش را به او بسپارد، بدون اینکه انسان کاملی بشود به گونه‌ای به او وابسته می­گردد که حتی حاضر است طرف مقابل خود را با اتّهام و افتراء ساکت نماید. اما در فرهنگ اهل­بیت اینگونه مسائل مطرح نیست.

حضرت امیرالمؤمنین می­فرماید: «هر کس به چیزی عشق ناروا ورزد، نابینایش می­کند و قلبش را بیمار کرده، با چشمی بیمار می­نگرد، و با گوشی بیمار می­شنود. خواهش­های نفس پردة عقلش را دریده، دوستی دنیا دلش را می‌رانده است، شیفتة بی­اختیار دنیا و بردة آن است و بردة کسانی است که چیزی از دنیا در دست دارند. دنیا به هر طرف برگردد او نیز بر می­گردد، و هر چه هشدارش دهند از خدا نمی­ترسد.

از هیچ پند دهنده­ای شنوایی ندارد، با اینکه افراد گرفتار در دنیا را می­نگرد که راه پس و پیش ندارند و در چنگال مرگ اسیرند. می­بیند که آن‌ها بلاهایی را که انتظار آن را نداشتند بر سرشان فرود آمد، و دنیایی را که جاویدان می­پنداشتند از آن‌ها جدا شده و به آنچه در آخرت وعده داده شده بودند خواهند رسید، و آنچه بر آنان فرود آید، وصف ناشدنی است».[1]

اقسام گرایش­های موزون و ناموزون

گرایشهای موزون و ناموزن تقسیم می­شود به فرهنگی، سیاسی، گروهی و حزبی. بعضی­ها هم گرایش­های سطحی و مادی را اضافه کردند. اما بحث ما روی گرایش خاصی نیست و اسمی از آن نمی­بریم؛

در گرایش­ها دو بحث داریم که با همین دو بحث مطلب را پیش می­بریم. می­خواهیم اصول علمی را معرفی کنیم: اول گرایش توحیدی که از شناخت خدا آغاز می­شود، و آنگاه به دو اصل منتهی می­گردد. البته توحید دارای ابعاد گسترده­ای است، ولی در بحث کنونی باید به دو اصل برسیم:

1.پاک­سازی فکری

اگر کسی فکر او و عقیدة او خدا باشد، یقیناً تفکرش هم پاک­سازی می­شود. در میان دانشمندان دو نظریه است:

بعضی­ها پاک­سازی فکری را بنا دانسته و اقتصاد را زیر بنا می­دانند، اما بعضی پاک­سازی فکری را زیر بنا دانسته و اقتصاد را بنا می­دانند. بعضی­ها می­گویند که اگر اقتصاد جامعه سالم باشد فکر هم درست می­شود، اما بعضی­ها می­گویند که اگر فکر درست شود اقتصاد هم درست خواهد شد.

در عصر کنونی که عصر تمدن و تکنولوژی است، اخلاق رنگی ندارد، زیرا اخلاق نتیجة پاک­سازی فکری است و در تمدن امروز فکرها آلوده است.

دیدگاه اسلام دربارة پاک­سازی فکری

 اسلام می­فرماید: ما پاک­سازی فکری و فرهنگی را زیربنا می­دانیم، پاک­سازی فکری زیر بنای جامعه است. اینجور نباشد که اخلاق را به خاطر مال دنیا زیر پا بگذاریم! زندگی آرام زمانی بدست می­آید که ثروت در کنار اخلاق قرار بگیرد و بدون اخلاق، ثروت آسایش نمی­آورد. سرمایه­دار متخلق به اخلاق زندگی آرامی خواهد داشت.

آنچه از قرآن مجید و روایات اسلامی استفاده می­شود، این است که مال خوب است اما به چند شرط این که وسیله باشد نه هدف؛ انسان را اسیر خود نسازد، بلکه انسان امیر بر آن باشد؛ از راههای مشروع به دست آید و در راه رضای خدا مصرف گردد.

علاقه به چنین مالی نه تنها دنیاپرستی نیست بلکه دلیلی بر علاقه به آخرت است، و لذا در حدیثی از امام صادق می­خوانیم: هنگامی که آن حضرت ذهب و فضه (طلا و نقره) را لعن و نفرین فرمود، یکی از یاران تعجب کرد و در این مورد سؤال نمود، امام فرمود: «منظور از ذهب چیزی است که دین را از بین ببرد و منظور از فضه چیزی است که سرچشمه کفر و بی­ایمانی می­شود.»[2]

آری موضعگیری انسان­ها در برابر اموال مختلف است، گاه از آن بت خطرناکی می­سازند و گاه وسیلة سعادت بزرگی.[3]



1. نهج البلاغه (دشتی)، خطبه109.

1. بحارالانوار، ج73، ص141، ح17.

2. یکصد موضوع اخلاقی در قرآن و حدیث، ص386.