توازن بین عشق و عفّت
گفتار پنجم (بخش اول)
توازن بین عشق و عفّت
یکی از مباحثی که باید مطرح شود، توازن بین عشق و عفت است. درباره توازن بین عشق و عفت باید دو مطلب را کاملاً تحقیق کنیم:
مطلب اول: عشق با شهوت چه فرقی دارد؟
مطلب دوم: اساساً عفت چیست و چگونه آنرا بشناسیم؟
مطلب اول: فرق بین عشق و شهوت
عشق از نظر کیفیت و هدف با شهوت جنسی متفاوت است؛ یعنی هم در کیفیت تفاوت دارد و هم در هدف. از نظر کیفیت، عشق توأم با فداکاری است، از خودگذشتگی میدهد، سوز و گداز دارد، هشدار دهنده است؛ هم آدم را فداکار میکند و هم او را عاشقِ از خودگذشته میکند. اما از نظر هدف، عشق متصل به صفات کمالیة خداست. عشق، منتها الیه آن، معشوق است، معشوقی که مجموعۀ خصلتها و کمالات را دارد. پس هدف همان ضمیرِ در «إِلَيْهِ راجِعُونَ»[1] است. لذا عشق از نظر کیفیت و هدف فرق کرد.
اما شهوتِ جنسی ضدّ هوشیاری و تعقل است. عشق مطابق با هوشیاری است و شهوت احساس خیالیِ انسان را تحریک میکند، به جای اینکه باورهای انسان را تحریک کند شهوت جنسیِ معشوق خیالی را به او تغذیه میکند. اما عشق این نیست، عشق معشوق حقیقی را به انسان تغذیه میکند. شهوت جنسی مایۀ تخریب شخصیت انسانی است و معیارهای حقیقی را از انسان میگیرد و هیچ گونه ارزشی برای انسان قائل نیست و انسان را به انحطاط و پستی میکشاند.
شهوت ممکن است به طور مستقل از عشق برانگیخته شود. بدیهی است که شهوت میتواند همزمان با عشق هم وجود داشته باشد، گرچه در مورد بعضی عاشقان ارضای بیبندوبار و غیرمتعهدانة شهوت میتواند عشقِ همراه آن را از بین ببرد.
حالات مجازی یا حقیقی عاشقان
برای عاشقان حالاتی است که میتواند مجازی یا حقیقی باشد. در کتاب «روضة الانوار» محقق سبزواری نوشته شده است که نقل کردهاند: هرگاه رسول اکرمبه غزوههای عزیمت میکردند، میان هر دو تن از صحابه عقد اخوّت میبستند، تا یکی به غزوه برود و آن دیگری مانده و ضروریات خانوادة خود و دوستش را بر عهده بگیرد، و در غزوة تبوک حضرت رسول میان سعیدبن عبدالرحمن و ثعلبة انصاری عقد اخوّت بسته بود، و سعید در ملازمت حضرت عازم جنگ شده و ثعلبه تهیة اسباب معیشت اهل و عیال وی را به خود گرفته، هر روز به منزل دوستش میآمد و آب و هیزم و سایر مایحتاج خانه سعید را مهیّا میکرد.
روزی به منزل دوستش آمد و زن سعید از پس پرده با وی سخن گفت. ابلیس شروع به وسوسه ثعلبه کرد که مدتی است که از پس پرده سخن میشنوی، آخر نظری کن تا ببینی که در پس پرده چیست؟ و گویندة این سخن کیست؟ ثعلبه به مکر شیطان مغرور شد و نگاه کرد. زنی دید در آن خانه در کمال جمال، ثعلبه از مشاهدة حُسن و جمال او بیقرار شده و پردة آزرم از پیش برداشته، به پس پرده آمد و خواست که مراد خویش را حاصل کند، زن سعید باو گفت: ای ثعلبه! روا باشد که سدِّ حرمت برادر خود را بکنی و او در راه خدا به جهاد مشغول و تو اینجا قصد حرم او را میکنی؟!
سخن آن عفیفه تیری بود که از کمان قضا به هدف سینة ثعلبه آمده، نعره زد و از خانه بیرون آمد و رو به صحرا نهاد و در پای کوهی در خاک افتاد، شبها تا روز فریاد میزد که «اِلهِی اَنَا اَنَا وانت انتَ» تو معروفی به بخشندگی و من موصوفم به گناهکاری.
وقتی سعیدبن عبدالرحمن به همراه پیامبر به مدینه رسید، سراغ برادر خود ثعلبه را گرفت، زنش صورت ماجرا را گفت.
سعید گریان به طلب وی بیرون آمد و ثعلبه را در پس سنگی یافت که دست حسرت بر سر زده و به آواز بلند میگفت: «وا خجالتاه! وای از شرمساری و ندامت!». باو گفت: ای برادر! برخیز تا روی به دارالشّفای نبوّت آریم، شاید این درد را دوائی باشد.
ثعلبه بر در حجرة رسول اکرمآمد و گفت: «اَلمُذنِب اَلمُذنِب»، حضرت هم اجازه داد و پرسید: ای ثعلبه! این چه حالت است؟ ثعلبه واقعه را به عرض رسانید. حضرت فرمود: گناهی بزرگ از تو صادر شده، از پیش من برو و ملازم درگاه الهی باش تا چه فرماید.
ثعلبه بیرون آمد و روی به صحرا نهاد، مینالید و در زمین غلط میزد و میگفت: خدایا! همه کس مرا از پیش خود براندند و دست ناامیدی بر من افشاندند. ای مونس بیکسان! اگر تو دست نگیری که دست گیرد؟ عاقبت مبشّر الهی آیة «وَ الَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُون»[2] را به پیامبر خواند و عرض کرد: یا رسول الله دوستت میفرماید چرا تو بندگان ما را میرانی؟ او را بطلب تا بیامرزم.
حضرت هم جناب امیرالمؤمنین و سلمان فارسی را به طلب ثعلبه فرستاد و ایشان این بشارت را به ثعلبه رساندند و وی با 2ص2شنیدن آیه جان داد.[3]
اغلب پژوهشها حاکی از آن است که شهوتِ صِرف کمتر به سمت عشقِ رمانتیک پیشرفت میکند. از طرف دیگر عشق، به خصوص پس از تولد فرزندان، میتواند به مرحله سومی پیشرفت کند که دلبستگی و تعلق باشد، خصوصیتی که برای یک ازدواج پایدار لازم است. این دلبستگی عمیقتر که در عاشقان بالغ و دیرین شکوفا میشود، و به طور شاخص پس از تولد یک فرزند به وجود میآید. با این حال مثالهای فراوانی وجود دارد که یک دلبستگی مادام العمر میان زوجی بدون فرزند به وجود آمده، درست همان طور که بسیاری از زوجهای صاحب فرزند هیچ گاه به این مرحله دلبستگی عمیق مدام نمیرسند.[4]
[1]. سوره بقره، آیه156.
1. سوره آل عمران، آیه135. توجه؛ این آیه در شأن جوان نبّاش بود، ولی در این کتاب در حق ثعلبه نیز جاری دانست و ما به داستان ثعلبه به این کیفیّت واقف نشدهایم جز همان کتابی که مؤلف نام میبرد. اما آدرس اصل آیه با داستان آن: بحارالانوار، ج6، ص23، ح26.
[4]. شهوت پرتگاه روح انسان (ابراهیمیان)، تربیت، سال۱۲، ش۱۰، ص۱۰۱و۱۰۲؛ فرهوشی، بهرام، فرهنگ پهلوی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، شماره ۱۴۱۴.