برزخ قبل از مرگ
سیری در عالم برزخ
برزخ قبل از مرگ
حالتی است که به انسان دست می دهد و خود را خارج و فارغ از طبیعت می بیند و به سوی معراج های معنوی سفر کرده، خود را از گناه محفوظ می بیند؛ ولی ممکن است شیطان زیر پایش را خالی کرده و با وسوسه هایش او را بلغزاند و مانع ماندن انسان در آن سفر شود؛ زیرا گاهی حالات معنوی انسان، حجاب اکبر می شود.
اینجاست که قرآن کریم درباره ی حضرت آدم و حوا می فرماید: «فَأَزَلّهُمَا الشّیْطانُ»[1]؛ و شیطان ایشان را از نعمت بهشت بینداخت و از آن زندگى آسودهای که داشتند بیرونشان کرد. لغزش حضرت آدم و حوا در بهشت برزخی بود نه در بهشت قیامت؛ چون هنوز قیامتی برپا نشده بود، پس معلوم است که ایشان در همین دنیا و در سیر برزخی خویش لغزیده اند.
بر این اساس می گویند: در عرفان باید استاد داشته باشید تا صورت برزخی انسان پدیدار شود و عارف کسی نیست که از عرفان خود بگوید، بلکه کسی است که به معروف برسد و معروف خداست. تربیت شدن انسان بدون استاد و به طور خودرو امکان پذیر نیست، کسی نمی تواند مدّعی شود بدون اینکه فردی او را ارشاد کند قادر است قلب خود را صفا و جلا دهد و خویش را از رذائل اخلاقی پیراسته نماید.
کسانی که بدون استاد کاملی، ره پیموده اند و به خیال خود در سیر و سلوک عرفانی قدم برداشته اند، هر کدام به گونه ای به انحراف کشیده شده و در درّه های دهشتناک وعمیق کج فکری، تنگ نظری و انحراف اعتقادی سقوط کرده اند.
کامل مادی و ظهوری
تکامل بر دو قسم است:
1. تکامل مادی که پنهان است.
2. تکامل ظهوری که در برزخ آشکار میشود.
ماده ی تکامل ظهوری، انکشاف و شهود است و ماده ی تکامل مادی، ظلمت و تاریکی است. در دنیا کسی نمی تواند ادعا کند که رشد درخت را اندازه می گیرد، چون رشد درخت، عنصرِ حرکت و استعدادی است که تاریک است و قابل مشاهده نیست؛ لکن در عالم برزخ همه می توانند هر مقداری که از دنیا حسنات برده اند پله های ترقی را مشاهده کنند که یکی در اوج است و دیگری در مقام پایین تری به سر می برد.
در برزخ صحنه ی ظهور است و تکامل برزخی یعنی تکامل ظهوری. عناصری در برزخ وجود ندارند؛ چون عناصر تاریک و پنهان هستند و چون عنصر نیست عرصه ی کشف و شهود است: «یَوْمَ تُبْلَى السّرائِر»[2] روزى که نهفته های در باطن انسان ظاهر می شود.
حضرت امام خمینی می فرماید:
«استادِ اخلاق برای خود معیّن نمایید. جلسهی وعظ و خطابه و پند و نصیحت تشکیل دهید. اگر حوزهها همین طور از داشتن مربّی اخلاق و جلسات پند و اندرز خالی باشد محکوم به فنا خواهد بود.»[3]
شیخ عباس قمی نیز گردنه ی «عدیله ی مرگ» را معرفی میکند:
«عدیله یعنی عدول کردن از حق به باطل در وقت مردن و آن این گونه است که شیطان نزد محتضر حاضر شده و وسوسه کند و او را به شک اندازد تا ایمان او را بگیرد و از این جهت است که در دعاها از آن استعاذه شده است.»[4]
[1]. بقره/36.
[2]. طارق/9.
[3]. جهاد اکبر، ص23.
[4]. منازل الآخره، ص24.