قواعد التفسیر

مبحث دهم: قاعده مفهوم و منطوق‏

مفهوم مخالف یا دلیل الخطاب:

اقسام مفهوم مخالف(بخش دوم)

3. مفهوم عدد: اگر حکمی بر موضوعی جاری شود که در آن عدد به کار رفته باشد، آیا آن عدد مفهوم دارد یا خیر؟ اکثر دانشمندان اصول می گویند: نفس عدد مفهوم ندارد[1]؛ مثلا در آیه (الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ)[2] منطوق آيه دلالت بر مقید بودن حکم تازیانه به صد عدد است اما آیا این منطوق دارای مفهوم نیز هست؟!

بدیهی است که اگر کمتر یا بیشتر از صد تازیانه باشد مأمور به امتثال نشده است اما این عدم امتثال به سبب مفهوم داشتن عدد نیست بلکه به این علت است که مأمور به که منطوق این آیه می  باشد، امتثال نشده است؛ لذا اكثر اعدادی که در شريعت وارد شده اند به همی ن شکل هستند؛ عدد روزهاى روزه، عدد كفارات، عدد تازيانه در حدود و تعزيرات، عدد نصاب و مقدار زكات و خمس و عدد ايام عادت و ... .

نکته قابل توجه در مفهوم عدد آنست که در مواردی که قرینه بر مفهوم عدد وجود دارد، عدد دارای مفهوم است نه فی حد ذاته بلکه با کمک قرینه و در مواردی هم قرينه وجود دارد كه مفهوم ندارد؛ مثل جايى كه عدد براى تكثير است: (إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ)[3].

4- مفهوم غايت‏: غایت یعنی انتها و علامت آن در عربی «الی»، «حتی»، «مادام» و ... و در فارسی «تا» است. در رابطه با مفهوم غایت دو بحث کلی وجود دارد:

1-    آیا غایت داخل در مغیّی یا منطوق می  باشد یا خیر؟ مثلا اگر گفته شود مراسمی  تا روز سوم این ماه ادامه دارد آیا روز سوم نیز داخل در مراسم است یا خیر؟

2-    آیا غایت مفهوم دارد یا خیر؟ به این معنی که اگر حکمی  مقید به غایتی شود آیا این غایت مفهوم داشته و معنایش این است که حکم بعد از غایت مخالف قبل از غایت است یا خیر؟

در پاسخ با این پرسش که این دو بحث چه تفاوتی با هم دارند باید گفت در مبحث اول اگر غایت داخل در مغیی باشد حکم غایت نیز مانند حکم قبل از غایت است ولی اگر غایت داخل در مغیی نباشد حکم غایت مسکوت است. اما در همی ن صورت که غایت داخل در مغیی نیست اگر قائل به مفهوم داشتن غایت شویم در این صورت حکم غایت نه تنها مسکوت نیست بلکه حکم آن مخالف منطوق خواهد بود.

به عنوان نمونه در مثال زیر توجه نمائید: تعویض پلاک خودرو تا روز دوشنبه انجام نمی  شود. در این عبارت دو سؤال قابل طرح است: 1- آیا این جمله به این معنی است که در روز دوشنبه نیز تعویض پلاک صورت نمی  گیرد. 2- آیا شروع تعویض پلاک از دوشنبه است؟!.

در پاسخ به هر دو قسمت، نظریه های متفاوتی ذکر شده است. در رابطه با این سؤال که آیا غایت داخل در مغیی است به طور کلی دو نظریه وجود دارد:

1-    برخی مانند مرحوم آخوند1 در کفایه و آیت الله خوئی; در اجود التقریرات و امام1 در تهذیب الاصول اظهار می  کنند که غایت به هیچ عنوان داخل در مغیی نیست.[4]

2-    گروهی نیز در صورتی برای غایت را داخل در مغیی می  دانند که غایت قید فعل باشد مانند «سِرْتُ مِنَ الْبَصرَةِ إلَی الْکوفَةِ» و اگر غایت قید حکم باشد غایت داخل در مغیی نیست مثل: «كُلُّ شَيْ‏ءٍ فِيهِ الْحَلَالُ وَ الْحَرَامُ فَهُوَ لَكَ حَلَالٌ حَتَّى‏ تَعْرِفَ‏ الْحَرَامَ»[5].

در پاسخ به سؤال دوم که آیا غایت مفهوم دارد یا خیر؟ نیز اقوال متفاوتی وجود دارد:

1-    برخی مانند اصولیین به طور کلی برای غایت مفهوم قائلند.

2-    سید مرتضی; و شیخ طوسی1 بر عکس نظریه اصولیین غایت را دارای مفهوم نمی  دانند.

3-    گروهی نیز در این خصوص قائل به تفکیک هستند؛ یعنی اگر غایت، قید حکم باشد، مفهوم دارد به این معنی که حکم نسبت به بعد از غایت منتفی است؛«الْبَيِّعَانِ‏ بِالْخِيَارِ حَتَّى يَفْتَرِقَا»[6] و در غیر آن قائل به عدم مفهوم غایت هستند.

برای مطالعه بیشتر در این موضوع به آیات زیر توجه نمائید:

(وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ)[7]

(فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحيضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ) [8]

(وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ)[9]

5- مفهوم لقب‏: در زبان عرب، لقب را در مقابل اسم و کنیه قرار می  دهند اما در اصول مراد از لقب هر اسم مشتق و جامدی است که موضوع حکم واقع می  شوند مثلا اگر گفته شود پدرت را احترام کن این گزاره به این معنی نیست که مادرت را احترام نکن. در واقع اشاره دارد به جمله معروف «إِنَّ إِثباتَ الشَّيْ‏ءِ لا يَنْفِي الْحُكْمَ عَنْ غَيْرِهِ»؛ مانند (وَالسَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا)[10]

6- مفهوم حصر: حصر و منحصر از یک ماده است و منحصر کردن یعنی محدود کردن. در فارسی کلمات «تنها»، «بس» و «فقط» و در زبان عربی واژگانی چون «الا»، «انما»[11]، «بل» و گاهی چینش خاص ساختار کلمات در جملات مانند تقدّم مفعول بر فعل در مثل آیه «ایاک نعبد» و یا ضمی ر فصل[12]، حکایت گر معنای حصر است. هر كدام از اين موارد به صورت خاصى دلالت بر حصر مى ‏كند كه تفاوت آنها از نظر نحوى روشن است.



[1] - أصول ‏الفقه، ج 1، ص 129.

[2] - نور : 2.

[3] - توبه : 80.

[4] - کفایة الأصول، ج 1، ص 326؛ أصول فقه، ج 1، ص 124؛ تهذیب الأصول، ج 1، ص 266؛ أجود التقریرات، ص 436.

[5] - المحاسن، ج‏2، ص: 495.

[6] - الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏5، ص: 170.

[7] - البقرة : 187.

[8] - بقره : 222.

[9] - بقره : 196.

[10] - مائده : 38.

[11] - طه : 98؛ (إِنَّمَآ إِلهُكُمُ اللَّهُ).

[12] - شورى : 9؛ (فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِىُّ).