تشکیل خانواده از دیدگاه عرفا

وقتی سیرة عارف روشن شود، اندیشه های او هم در تشکیل خانواده به خوبی ظاهر می شود. عرفا در مورد ازدواج دو نظریه دارند:

 عده ای مانند اهل تصّوف معتقدند که انسان عارف نباید ازدواج کند؛ این عقیده مورد انتقاد شدید بسیاری از بزرگان و عرفا قرار گرفته و با استدلال و مستند به قرآن و روایات، آن را نقد و ردّ کرده اند.[1]

حضرت استاد حسن زاده آملی نیز مخالف این اندیشه است و معتقد است که هر جوانی که به سن بلوغ رسید و کنترل غرائز برای او مشکل بود، بر پدر و ولیّ او لازم است که سریعاً زمینه ازدواج او را فراهم نماید؛ چون ازدواج موجب پاکی و قداست جوان می شود و در مقام عمل نیز ایشان در مورد فرزندان خود همین روش را به کار برده و اِعمال کرده اند.

با ازدواج به موقع و صحیح جوان، زمینه ای ابتلاء به بسیاری از گناهان و کج‌روی ها که به سبب هوی و هوس ایجاد می شود، از بین می رود و جوان با مصون شدن از این نوع خطاها می تواند در سایر امور زندگی و همچنین امور معنوی خود به تعالی و رشد برسد.

این روایت از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود: کسی که ازدواج کند، نصف دینش را حفظ کرده است، نیز ناظر به همین مطلب است و به افراد این امر را می گوید که برای نیمی دیگر از ایمان که همان مباحث اخلاقی و معنوی است تلاش نمایند.[2]

با تشکیل خانواده، جوان می تواند به زندگی مادی خود سروسامان دهد و با کمک همسر خود به زندگی معنوی خود نیز بپردازد، و البته پیداست که همین تلاش و کوشش در جهت خدمت به خانواده و همسر، سبب رشد معنوی فرد می شود.



[1]. مرحوم امام و ملکی تبریزی و بسیاری از علمای دیگر؛ مانند ملا محسن فیض کاشانی (ره) در کتاب «مُحجه البیضاء»، این نظریه را نقل و بعد با استدلال ردّ نموده اند.

[2]. مستدرک الوسائل، ج. ۱۴، ص. ۱۵۴.