عوامل آرامش در قرآن و روایات
گوهر آرامش
عوامل آرامش در قرآن و روایات
عوامل معنوی و اخلاقی
10- توکل و خدا اندیشی
یکی از عوامل مهم آرامش در زندگی انسان، «توکل» می باشد. تکیه نمودن بر آنچه که ناپایدار است، به انسان هم احساس ناپایداری می دهد. آنکه بر زمین سُست ایستاده است نمی تواند گام های استواری بردارد. کسی که پشتوانه ای همچون خداوند توانا و قادر دارد به راحتی دچار خلاء روحی نمی شود و احساس بی پناهی نمی کند. توصیه قرآن کریم به مؤمنان این است که بر خداوند توکل کنند و از او یاری بخواهند تا همواره در آرامش به سر برند. توکل بر خداوند سبب افزایش مقاومت در برابر مشکلات و پرورش روحیه خود باوری و اعتماد به نفس انسان می گردد، چنانکه خداوند در قرآن کریم می فرماید:
﴿مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ﴾؛[1]هر کس بر خداوند اعتماد کند او برا ی وی بس است.
در روایت زیبایی آمده است که: «أصل قُوَه القَلب التَوکُل عَلی الله»؛[2]ریشه و اساس توانایی روحی انسان، توکل بر خداوند است.
توکل از آثار یقین می باشد و تحقق نمی یابد مگر در پرتو یقین و اطمینان و در پرتو همین دو عامل است که آدمی به آرامش و طمأنینه راه می یابد و این وقتی حاصل می شود که نور حق بر او انکشاف یافته و همه حول ها و قوه ها را وابسته به خدا ببیند.
کسی که خواهان توکل است، در درجه اول باید به مرحله توحید افعالی رسیده باشد تا بتواند بر پروردگار متعال توکل نماید، از این رو آیات قرآن، حصول توکل را در انحصار انسانهای مؤمن قرار داده است[3]، چنانکه می فرماید: (وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُون)؛[4] همانا مؤمنان بايد تنها بر خدا توكل كنند.
افراد متوکل از اضطراب و تشویش خاطر، به دور هستند، از این رو یکی از روش های مؤثر در پیشگیری و درمان اضطراب، توکل به خداوند است.
علامه طباطبایی (ره) کاربرد توکل به خداوند را در پیشگیری و درمان اضطراب این گونه تبیین فرموده است:
«در برخورد با رویدادهای جهان دو نوع بینش وجود دارد: افرادی که به خدا ایمان ندارند، در پدیده های هستی تنها به علل و اسباب ظاهری توجه می کنند و از آنجا که علل و اسباب طبیعی، همیشه فراهم نیست و کارایی لازم را ندارد، از این رو دچار اضطراب و افسردگی می شوند؛ امّا انسان مؤمن چون ادارة جهان را در تصرف خدا و احاطه اراده او می داند، هرگز دچار اضطراب و نگرانی نمی شود. از سوی دیگر در مواجهه با مسایل زندگی و نیل به موفقیت به دو دسته عوامل نیازمند هستیم:
1- فراهم آوردن اسباب طبیعی.
2- فراهم نمودن شرایط روانی خاص که بتوانیم با مسایل روبرو شویم.
گاهی ترس و اضطراب و ضعف اراده باعث می شود که ما نتوانیم از راه حل های ممکن به صورت مطلوب استفاده کنیم. در این گونه موارد، توکل و واگذاری کارها به خداوند می تواند در کاهش اضطراب و تقویت اراده انسان مؤثر باشد. پس اگر ما به خداوند متعال توکل کنیم و معتقد باشیم که ما را در هر شرایطی یاری خواهد کرد و خیر و صلاح ما را می خواهد، هیچ گاه دچار ترس و اضطراب نخواهیم شد».[5]
آیات و روایات بسیاری در مورد توکل وجود دارد که ما به برخی از آنها اشاره می کنیم:
﴿إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُسْلِمينَ ﴾؛[6]اگر به خداوند ایمان آورده اید و اگر اهل تسلیمید بر او توکل کنید.
﴿ فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيم﴾؛[7]پس بگو خدا مرا بس است. هیچ معبودی جز او نیست، بر او توکل کردم و او پروردگار عرش بزرگ است.
لازم به تذکر است که توکل به معنای نادیده گرفتن استعدادها و نیروهای وجودی انسان نمی باشد. توکل این نیست که انسان وقتی تشنه شد، سیراب شدن خود را به خدا واگذارد یا وقتی می خواهد کاری انجام بدهد و احتیاج به تفکرات عمیق و دقیق دارد، تنها بگوید: «توکلت علی الله» و بدون فکر، اقدام به کار کند؛ بلکه شرط و مقدمة یک توکل حقیقی عبارت است از گذراندن مراحل تلاش فکری و عضلانی. چنین توکلی است که موجب اطمینان و آرامش می شود؛ یعنی پس از آن که انسانِ متوکل، همه آگاهی ها و کوشش های ممکن را بکار برد و اقدام نمود، چون بواسطه توکل، خدا را ناظر کار خود می داند و خود نیز تقصیری در مقدمات و اسباب اختیاری انجام نداده، از این رو با کمال آرامش و اطمینان خاطر دست به کار می شود.