تأسّف از آیندة گناهکاران
تکامل عملی
تأسّف از آیندة گناهکاران
شخص گناهکار همیشه خسته است؛ چون شخصیت معنوی خود را از دست داده است که این از بدترین حالات یک فرد است، چراکه او از دنیا نوری نگرفته و افسوس میخورد که چرا در این همه مدتی که در دنیا زندگی کرده نورانیتی را کسب نکرده است!
امیرالمؤمنین علیهالسلام در این زمینه بیان زیبایی دارد که میفرماید: «إِنَّمَا هَلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ بِطُولِ آمَالِهِمْ وَ تَغَيُّبِ آجَالِهِمْ حَتَّى نَزَلَ بِهِمُ الْمَوْعُودُ الَّذِي تُرَدُّ عَنْهُ الْمَعْذِرَةُ وَ تُرْفَعُ عَنْهُ التَّوْبَةُ وَ تَحُلُّ مَعَهُ الْقَارِعَةُ وَ النِّقْمَة»؛[1] همانا آنان که پیش از شما زندگی میکردند، به خاطر آرزوهای دراز و پنهان بودن زمان اَجَلها نابود گردیدند، تا ناگهان مرگِ وعده داده شده بر سرشان فرود آمد، مرگی که عذرها را نپذیرد و درهای باز توبه را ببندد و حوادث سخت و مجازاتهای پس از مُردن را به همراه آورد.
پیشگیری بهتر از درمان
یکی از شعارهایی که در امور بهداشت جسم بسیار مورد تأکید و توجه است، شعار مشهور «پیشگیری بهتر از درمان» است. بسیاری از بیماریها به سبب رفتارهای پرخطر ما در تغذیه و عدم مراعات امور بهداشتی اتفاق میافتد. هزینههای درمانی همواره بخش عظیمی از توان مالی فرد و جامعه را هدر میدهد و بیماری نیز فرصت بسیاری از کارها را از انسان سلب مینماید.
این در حالی است که میتوان با مراعات امور بهداشتی و تعادل در تغذیه و مصرف یا مراقبت و پیشگیریهای دیگر، نه تنها گرفتار بیماری نشد، بلکه میزان تأثیرگذاری آن را در زندگی به شکل کاملاً ملموس و محسوسی کاهش داد.
در بهداشت و سلامت روح نیز میتوان از این اصل بهره برد و اجازه نداد تا برخی از رفتارهای نادرست و پرخطر، اشک حسرت و ندامت را برگونههای ما جاری سازد و ما را به پشیمانی و حسرت بیندازد.
انسان که آفریدة خدا و خلیفه و امانتدار اوست، برای زندگی و حیاتی آفریده شده است که بر اساس آیة کریمة: «اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُم»[2] در پیوندهای گوناگون خود، خدامحور است و در این زندگی و بندگی، به بدن سالم نیاز دارد و بهرهمندی همه جانبة او از سلامتی، اساس فعالیتهای وی در زندگی مادی و معنوی است که در زبان پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله از آن به «نعمت پنهان و ناشناخته» یاد شده است[3]، زیرا یکی از عوامل آرامش زندگی و بندگی خدا، برخورداری از جسم و جان سالم است.
از اینرو، اگر ما به خداشناسی واقعی برسیم، حقیقت وجودی خودمان را نیز یافتهایم و این امر باعث میشود تا ما در زندگی خودمان وارد مرحلة جدیدی شویم و نتیجة این امر آن است که به حقوق دیگران احترام میگذاریم، دزدی نمیکنیم، ظلم و ستم را کنار گذاشته و حق کسی را ضایع نمیکنیم، به نیازمندان کمک میکنیم و ... در این صورت است که روح و دل ما آرامش واقعی را پیدا میکند.