تکامل عملی

حسرت گناهکاران از نرسیدن به کمال انسانیت

حسرت به معنای دریغ و افسوس، در حقیقت به مفهوم تأسّف و غصّه خوردن بر چیزی است که از دست رفته است و انسان در این هنگام به جهت از دست دادن چیزی و عدم کاربرد به موقع و یا درست چیزی که از دست رفته، پشیمان می­شود. این واژه در قرآن و فرهنگ قرآنی با همین مفهوم پیش گفته به کار رفته است که از جمله می­توان به این آیة شریفه اشاره کرد که کافران در روز قیامت از کوتاهی خود در دنیا و به مسخره گرفتن آیات خدا و نرسیدن به مقام پرهیزکاران و نیکوکاران می­گویند:

«أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ في‏ جَنْبِ اللَّهِ وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرينَ»؛[1] (اين دستورها براى آن است كه) مبادا كسى روز قيامت بگويد: «افسوس بر من از كوتاهي­هايى كه در اطاعت فرمان خدا كردم و از مسخره‏كنندگان (آيات او) بودم!».

هنگامى كه انسان وارد عرصه محشر مى‏شود و نتيجة تفريط­ها و مسامحه‏كاري­ها و خلافكاري­ها و شوخى گرفتن جدّي­ها را در برابر چشم خود مى‏بيند، فريادش به «وا حسرتا» بلند مى‏شود، اندوهى سنگين توأم با ندامتى عميق بر قلب او سايه مى‏افكند و اين حالت درونى خود را بر زبان آورده و به صورت جمله‏هاى فوق بيان مى‏دارد.

«جنب» در لغت به معنى پهلو است و سپس به هر چيزى كه در كنار چيزى قرار گرفته باشد اطلاق مى‏شود، همانگونه كه «يمين» و «يسار» به معنى طرف چپ و راست بدن است، سپس به هر چيزى كه در اين ناحيه قرار گيرد يمين و يسار گفته مى‏شود، در اينجا «جنب اللَّه» نيز به معنى تمام امورى است كه در جانب پروردگار قرار دارد: فرمان او، اطاعت او، قرب او، كتب آسمانى كه از ناحيه او نازل شده است، همه در معنى آن جمع است.

به اين ترتيب گنهكاران اظهار ندامت و پشيمانى و غم و اندوه و حسرت نسبت به تمام كوتاهى‏هايى كه در برابر خداوند داشتند مى‏كنند، مخصوصاً روى مسألة سخريه و إستهزا نسبت به آيات و رسولان او انگشت مى‏نهند، چرا كه عامل اصلى تفريط­هاى آنها همين بى‏اعتنايى و شوخى پنداشتن اين حقايق بزرگ بر اثر جهل و غرور و تعصب است.

عوامل ندامت و حسرت

  1. ترک کارهای صالح از جمله مهم­ترین عوامل ندامت انسان در دنیا و آخرت است: «حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ»؛[2] (آنها هم چنان به راه غلط خود ادامه مى‏دهند) تا زمانى كه مرگ يكى از آنان فرارسد، مى‏گويد: «پروردگار من! مرا بازگردانيد!

همچنین در آیة بعد می­فرماید: «لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُون‏»؛[3] شايد در آنچه ترك كردم (و كوتاهى نمودم) عمل صالحى انجام دهم! (ولى به او مى‏گويند:) چنين نيست! اين سخنى است كه او به زبان مى‏گويد (و اگر بازگردد، كارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته شوند!

  1. 2.    اموری چون ترک و کوتاهی در انجام وظایف انسانی: «وَ اتَّبِعُواْ أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَ أَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَاحَسْرَتىَ‏ عَلىَ‏ مَا فَرَّطتُ فىِ جَنبِ اللَّهِ وَ إِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِين»؛[4] و از بهترين دستورهايى كه از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده پيروى كنيد پيش از آنكه عذاب (الهى) ناگهان به سراغ شما آيد، در حالى كه از آن خبر نداريد! (اين دستورها براى آن است كه) مبادا كسى روز قيامت بگويد: افسوس بر من از كوتاهي­هايى كه در اطاعت فرمان خدا كردم و از مسخره‏كنندگان (آيات او) بودم!.
  2. 3.    عدم استفاده صحیح و مناسب از مال و ثروت خویش برای رسیدن به کمالات و سعادت اخروی: «وَ أَمَّا مَنْ أُوتىِ‏َ كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَيَقُولُ يَالَيْتَنىِ لَمْ أُوتَ كِتَابِيَهْ وَ لَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِيَهْ يَالَيْتهََا كاَنَتِ الْقَاضِيَةَ مَا أَغْنىَ‏ عَنىّ‏ِ مَالِيَهْ»[5] كسى كه نامه اعمالش را به دست چپش بدهند مى‏گويد: اى كاش هرگز نامة اعمالم را به من نمى‏دادند و نمى‏دانستم حساب من چيست! اى كاش مرگم فرا مى‏رسيد! مال و ثروتم هرگز مرا بى‏نياز نكرد.
  3. 4.    ترک اطاعت خدا و نیز ترک اطاعت از پیامبر صلی­الله­علیه­وآله: «يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يا لَيْتَنا أَطَعْنَا اللَّهَ وَ أَطَعْنَا الرَّسُولا»؛[6] در آن روز كه صورت­هاى آنان در آتش (دوزخ) دگرگون خواهد شد (از كار خويش پشيمان مى‏شوند و) مى‏گويند: اى كاش خدا و پيامبر را اطاعت كرده بوديم! و نیز در این آیه می­فرماید: «يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذينَ كَفَرُوا وَ عَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَ لا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَديثا»؛[7] در آن روز، آنها كه كافر شدند و با پيامبر صلی­الله­علیه­وآله به مخالفت برخاستند، آرزو مى‏كنند كه اى كاش (خاك بودند و) خاك آنها با زمين­هاى اطراف يكسان مى‏شد (و به كلى محو و فراموش مى‏شدند) و در آن روز (با آن همه گواهان،) سخنى را نمى‏توانند از خدا پنهان كنند.


[1] . سوره زمر، آیه56.

[2] . سوره مؤمنون، آیه99.

[3] . همان، آیه100.

[4] . سوره زمر، آیه55و56.

[5] . سوره حاقه، آیه25تا28.

[6] . سوره احزاب، آیه66.

[7] . سوره نساء، آیه42.