تکامل عملی

علت دشمنی ابلیس با انسان کامل

در مباحث گذشته به این نکته اشاره شد که اساساً علت اینکه حضرت آدم مسجود فرشتگان شد، نه به عنوان جسم و نه به عنوان شخص و نه به عنوان حرکت مادی و نه به عنوان تطورات زندگی آدم بود، بلکه آدم به عنوان انسان کامل بود، لذا در قرآن می‌فرماید: شیطان مخالف شخص آدم نیست، بلکه مخالف انسان کامل است: «إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوْجِك‏».[1]

حق مطلب در اين مسأله اين است كه علت اين دشمنى، همان رانده شدن خود شیطان از درگاه قرب و رجيم شدن و ملعون گشتن او تا روز قيامت بوده، هم چنان كه از آية «قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ»[2] و نيز آية «قالَ أَ رَأَيْتَكَ هذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا»[3] كه هر دو حكايت كلام ابليس است، استفاده مى‏شود و معلوم است كه احترام آدم، احترام نوع بشر و برترى آن از ابليس بوده، كما اينكه امر به سجده كردن ابليس براى او، امر به سجده كردن در برابر نوع بوده، پس سبب اصلى اين عداوت همان تقدم نوع انسان و تأخر شيطان و مطرود و ملعون شدنش بوده است.

ظلمت­های سه­گانه برای افراد بی­ایمان

از منظر قرآن کریم، افراد بى­ايمان در ظلمت­هاى سه‏گانه غوطه‏ورند که عبارتند از:

  1. ظلمت اعتقاد غلط
  2. ظلمت گفتار نادرست
  3. ظلمت كردار بد

به تعبير ديگر اعمال افراد بى­ايمان هم از نظر زيربنا تاريك است و هم از نظر انعكاسى كه در سخنان آنها دارد و هم به خاطر هماهنگيش با سائر اعمال زشتشان از هر نظر ظلمانى است.

بعضى ديگر گفته‏اند که اين ظلمت­هاى سه گانه عبارت از مراحل جهل آنها است: نخست اينكه نمى‏دانند، دوم اينكه نمى‏دانند كه نمى‏دانند، سوم اينكه با اينحال فكر مى‏كنند مى‏دانند كه همان جهل مركب و مضاعف است.

اعمال افراد بى­ايمان نخست به نور كاذبى تشبيه شده كه همچون يك سراب در بيابان خشك و سوزان ظاهر مى‏شود، سرابى كه نه تنها عطش تشنه­كامان را فرو نمى‏شناند بلكه به خاطر دوندگى بيشتر، آن را افزايش مى‏دهد. سپس از اين نور كاذب كه اعمال ظاهر­فريب منافقان بى­ايمان است، وارد مرحلة باطن اين اعمال مى‏شود، باطنى هولناك مملوّ از ظلمت­ها و تاريكي­هاى متراكم و هراس‏انگيز، باطنى وحشتناك كه تمام حواس انسانى در آن از كار مى‏افتد و نزديك­ترين اشياء محيط بر او پنهان مى‏گردد، حتى خودش را نمى‏تواند ببيند تا چه رسد به ديگران!

بديهى است در چنين ظلمت هول‏انگيزى، انسان در تنهايى مطلق و جهل و بي­خبرى كامل فرو مى‏رود، نه راه را پيدا مى‏كند، نه همسفرانى دارد، نه موضع خود را مى‏شناسد، نه وسيله‏اى در اختيار دارد، چرا كه از منبع نور يعنى «اللَّه» كسب روشنايى نكرده و در حجاب خودخواهى و جهل و نادانى فرو رفته است: «وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُور»؛[4] و كسى كه خدا نورى براى او قرار نداده، نورى براى او نيست!

نور سرچشمة تمام زيبائي­ها، روشنائي­ها، حيات و زندگى و جنبش و حركت است، اما به عكس ظلمت منبع زشتي­ها، مرگ و نيستى، سكون و سكوت مى‏باشد. ظلمت كانون وحشت و نفرت است، ظلمت همراه با سردى و افسردگى است و چنين است حال كسانى كه نور ايمان را از دست مى‏دهند و در ظلمت كفر فرو مى‏روند.



[1] . سوره طه، آیه117. «اين دشمن تو و همسر تو است‏».

[2] . (سوره حجر، آية39). «گفت: پروردگارا! به خاطر اينكه گمراهم كردى، من هم در زمين، زندگى زمينى را در نظرشان جلوه مى‏دهم و تمامشان را گمراه مى‏كنم».

[3] . (سورة اسرى، آيه62). «گفت: آيا اين است آن كسى كه بر من برتريش دادى؟ اگر تا روز قيامت مهلتم دهى، بيخ حلق ذريه‏اش را خواهم گرفت مگر اندكى را».

[4] . سوره نور، آیه40.