تکامل عملی

تأثیر حکمت بالغه در تکامل انسان

تشخيص كمال انسان از كمال هر موجود دیگر دشوارتر و مشكل­تر است و از جملة مجهولات دربارة انسان همين مسئله است كه كمال انسان به چيست؟ انسانيت انسان به روح او است؛ چون از نظر فلسفي براي ما ثابت شده كه شيئيّت شيء به صورت او است و بقای شیء به بقای صورت وابسته است و چون صورت از بين رفت، شيء هم از ميان خواهد رفت.

شكي نيست كه قرآن کریم انسان را مركّب از روح و بدن مي­داند و از آية «فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي‏؛[1] چون او را موزون كردم، از روح خود در او دميدم» استفاده مي­شود كه حقيقت روح چيزي غير از بدن است و تا آن نباشد انسان به وجود نمي­آيد.

تشخیص کمال انسان

امام زمان علیه­السلام گله­ای دارند که در جواب نامة محمد بن عبدالله بن جعفر حمیری مرقوم فرمودند: «خَرَجَ تَوْقِيعٌ مِنَ النَّاحِيَةِ الْمُقَدَّسَةِ حَرَسَهَا اللَّهُ تَعَالَى بَعْدَ الْمَسَائِلِ‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ لَا لِأَمْرِ اللَّهِ تَعْقِلُونَ وَ لَا مِنْ‏ أَوْلِيَائِهِ‏ تَقْبَلُونَ حِكْمَةٌ بالِغَةٌ فَما تُغْنِ النُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ‏ السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِين‏‏»؛[2] چرا شما در امر خداوند اندیشه نمی­کنید، چرا اوامر اولیای خدا را قبول نمی­کنید. آیا منتظر امام زمانتان هستید تا او را دستاویز خواسته­های دنیایی خود قرار دهید، کسب روزی کرده و مال­اندوزی کنید! یا اینکه منتظر او هستید تا دینتان را درست کند و شما را در مسیر هدایت قرار دهد؟!

شما ابزار جوانی را جایگزین تکامل نفسانی قرار دادید و متأسفانه حکمت­های الهی در روحتان تأثیر نمی­گذارد: «حِكْمَةٌ بالِغَةٌ فَما تُغْنِ النُّذُر»؛[3] اين آيات، حكمت بالغة الهى است، امّا انذارها (براى افراد لجوج و بی­ایمان) فايده نمى‏دهد!

«حكمت» به معناى كلمة حقى است كه از آن بهره‏بردارى شود و كلمة «بالغه» از مادة بلوغ است كه به معناى رسيدن هر رونده‏اى است به آخرين حدّ مسافت، ولى به طور كنايه در تماميت و كمال هر چيزى هم استعمال مى‏شود، پس «حكمت بالغه» آن حكمتى است كه كامل باشد و از ناحية خودش نقصى و از جهت اثرش كمبودى نداشته باشد.

بنابراین معناى جمله اين است كه: اين قرآن و يا آنچه به سوى آن دعوت مى‏كند، حكمتى است بالغ، ولى آن را تكذيب كرده و به دنبال هواهاى نفسانى خود را رفتید و در نتيجه منذرين و يا انذارها سودى به حالتان نبخشيد.

خلاصه اينكه در «فاعليت فاعل» هيچ نقصى نيست، هر چه هست در قابليت قابل است، و گرنه آيات الهى، پيامبران بزرگ، اخبارى كه از امم پيشين رسيده و خبرهايى كه از قيامت به ما داده مى‏شود هر كدام حكمتى بالغ و رساست كه مى‏تواند در روح و جان ما اثر بگذارد اگر كمترين آمادگى روحى وجود داشته باشد.

حضرت در ادامة نامه نویدی می­دهد که سرشار از امید است؛ می­فرماید: «السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِين»؛ یعنی هم بر من سلام و هم بر پیروان صالح من، همان کسانی که جاه­طلب نیستند و به انتظار من در تلاش و زحمت هستند.



[1] . سوره حجر، آیه29.

[2] . بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏53، ص171.

[3] . سوره قمر، آیه5.