تکامل عملی

تکامل، امانتی الهی

در رابطه با بحث تكامل اساساً باید بدانيم كه این مسأله از امانات الهی محسوب می­گردد و ظرف و جایگاهی برای خود در زندگی انسان دارد که در خزینة الهی محفوظ است و اگر بخواهيم خلاصة كلام را در يك جمله بياوريم، خواهیم گفت: کمال و تکامل در محدودة خزائن الهی است و چيزي كه در محدودة خزائن الهي باشد براي رسيدن به آن بايد سعي و تلاش بسياری كرد، چرا كه دسترسی به آن راحت و آسان نخواهد بود.

جایگاه تکامل در عالم اسرار

اشتباهي كه بعضاً جوامع اسلامی و همچنين جوامع شیعي و الهیون مي­كنند، این است که وقتی از کمال بحث می­شود، تصورشان بر اين است كه کمال در عالم شهود است. براي فهم بهتر اين مطلب، بهتر است در مورد عالم شهود و عالم اسرار كه همان عالم غيب است، بيشتر بدانيم.

علاوه بر دنیای مادی و جهانی كه انسان‌ها در آن زندگی كرده و حوادث آن را لمس می‌نمایند، دنیایی غیر مادی و غیر قابل ملموس وجود دارد كه خداوند از اسرار آن آگاه است و در واقع عالم غیب در مقابل عالم شهود است. چیزهایی كه با حواس قابل درك نباشد و از قلمرو حواس برتر و بالاتر باشند، از عالم غیب و اسرار محسوب می‌شوند؛ مانند اوضاع قیامت و معاد، بهشت و دوزخ، ثواب‌ها و عقاب‌های اخروی. این قبیل امور چون دیدنی و شنیدنی و قابل لمس نیستند و حواس ما تاب درك آنها را ندارد، از جهان غیب شمرده می‌شوند.

قرآن كریم نیز عالم غیب را در مقابل عالم شهادت قرار داده است، آنجا که می­فرماید: «عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ وَ هُوَ الْحَكيمُ الْخَبير»؛[1]خدا به جهان غیب و شهود علم دارد و حكیم و دانا است؛ يعنى به مقتضاى علم و آگاهيش اعمال بندگان را مى‏داند و به مقتضاى قدرت و حكمتش به هر كس جزاى مناسب مى‏دهد. لذا عالم شهود مربوط به مظاهر و مناظر است؛ يعني چيزي است كه انسان آنرا با دو چشم خود شاهد است و مي­بيند؛ اما تكامل بالاتر از شهود است، به اين معنا كه كمال و تكامل اسراری هستند که با چشم قابل ديدن نيستند و با عوالم طبیعی نمی­توان مشاهده کرد.

فلاسفه مي­گويند: شهود، هم حادث است و هم متغیر؛ مثلاً جهان یکی از عوالم شهود است؛ به خاطر اينكه حادث است و حادث به معناي هر چيزي است كه از اول نبوده، ولي بعداً خلق شده است و به عبارت ديگر جهان ازلي نيست؛ يعني جهان از ابتدا نبوده است و بعداً لباس هستی را پوشید. متغیر هم به چيزي مي­گويند كه حالت به حالت فرق می­کند. زمین را نگاه کنید، آيا زمين در پنجاه سال اخير نسبت به پنجاه سال قبلش تغييري نكرده است؟!

بنابراین عالم شهود متغير است، اما عالم اسرار هميشه ثابت است و رسيدن به عالم اسرار راحت و آسان نيست، بلكه بسيار مشكل است. در واقع رسيدن به تكامل، رسيدن به گنج واقعي است و رسيدن به اين گنج ممكن نيست مگر اينكه انسان گنج­يابِ ماهری باشد. کسانی كه به تكامل رسيدند، حتي از مکروهات هم صرف نظر کردند، چه رسد به عمل حرام!

سجدة ملائکه بر فطرت کمال­طلب

در فصول گذشته دربارة این سؤال فرشتگان از خلیفه شدن انسان در زمین مفصلاً بحث شد، اما نکته­ای که در این مجال می­خواهیم بپردازیم آن است که ملائکه با آمدن انسان بر روي زمين مخالفت كردند و به خداوند عرض کردند که: «وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ؛[2] ما تو را تسبيح مي كنيم»، اما انسان جنگ و خونريزي مي­كند. در این فاصله، خداوند نیز فرمود: «قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون»؛[3] من چيزي مي­دانم كه شما آن را نمي­دانيد.

نکته اینجاست که آن چيزي كه ملائکه نمی­داستند، كمال بود؛ به خاطر اینکه ملائکه مقامشان مشخص شده و درجة معيني دارند و سیر آنها صعودی می­باشد نه سقوطی؛ اما کمال انسان در فطرت او خوابیده است و باید با پیروی از هدایت رسول اکرم و ائمة معصومین علیهم­السلام آنرا بیدار کرده و در مسیر کمال تلاش نماید، وگرنه غریزه جای فطرت را گرفته و ضلالت و گمراهی به جای هدایت جایگزین خواهد شد.

 



[1] . سوره انعام، آیه73.

[2] . سوره بقره، آیه30.

[3] . همان.