لزوم معرفت به قاهریّت خداوند
تکامل عملی
لزوم معرفت به قاهریّت خداوند
خداوند در سورة انعام ميفرمايد كه آنقدر آدرس من قوی است که «وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِه؛[1] او بر بندگان خود تسلّط كامل دارد». توصیه شده است که سورة انعام را زیاد بخوانيد؛ علتش هم اين است كه از اول تا آخرش، آيه به آيه، معرفت شناسی است.
کلمة «قاهر» در این سوره دو بار آمده و در هر دو مورد وصف خدا قرار گرفته است، چنان كه در یک آیه مىفرمايد: «وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ وَ هُوَ الْحَكيمُ الْخَبيرُ»؛[2] اوست غالب و برتر از بندگانش و اوست فرزانه و آگاه و همچنین در آیة دیگر مىفرمايد: «وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ وَ يُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَة»؛[3] اوست غالب و برتر از بندگانش، نگهبانانى بر شما گمارد.
شیخ صدوق رحمهالله مىگويد: «قدير و قاهر دو معنى نزديك به هم دارند و آن اين است كه اشياء در مقابل آندو سرپيچى نمىكنند و پذيراى ارادة او مىباشند».[4]
علامه طباطبائى قدسسره مىفرمايد: «قهر نوعى از غلبه است و آن اين است كه چيزى بر چيزى پيروز گردد و او را به پيروى از اثر خود مجبور سازد، اثرى كه با طبع او سازگار نيست؛ مانند غلبه آب بر آتش كه آن را خاموش مىسازد».[5]
با شناخت و معرفت نسبت به این صفت خداوند، انسان در مییابد که همواره نفس خویش را باید از ظلمت به سوی نور رهنمون شاخته و در پناه قاهریّت پروردگار از هدایت و نور بهرهمند گردد تا به سرمنزل مقصود رسیده و به اهداف نامحدودش دست بیابد.
کمال واقعی در اشک سحرگاه
حضرت فاطمه علیهاالسلام در ضمن وصایای خود به حضرت علی علیهالسلام بیان داشتند که: یا علی! این شیشه را بگیر و هنگامی که از کار من فارغ شده و مرا در قبرم نهادی، آنرا در لحد من قرار بده. امیر مؤمنان علیهالسلام فرمود: ای بانوی زنان! در این شیشه چیست؟ حضرت فاطمه علیهاالسلام پاسخ دادند: یا اباالحسن! من از پدرم شنیدم که میفرمود:
«راستی که قطرات اشک، غضب و خشم خدای را خاموش میسازد و «قبر» باغی از باغات بهشت نمیشود مگر اینکه بنده از خوف خدا گریه کرده باشد».
خدای عزیز جبّار میداند که من نیز گریه کردهام و این قطرات اشک من در سحرهاست که در این شیشه جمع کردهام و آن را ذخیرهای برای درون قبر خود حفظ کردهام تا در روز محشر آنرا بیابم.
حضرت علی علیهالسلام از سخن حضرت زهرا علیهاالسلام گریان شد و در این موقع حضرت فاطمه علیهاالسلام دستش را دراز کرد و اشکهای چشم مولا را گرفت و به صورت خود کشید.[6]