مقام علیین در انتظار ابرار
تکامل عملی
مقام علیین در انتظار ابرار
مقام عليين در انتظار ابرار (نيكان و مقربان درگاه خداوند) است. کسانی كه نامة اعمالشان در يك ديوان كل كه بيانگر تمام اعمال مؤمنان است قرار دارد، ديوانى كه بسيار بلند مرتبه و والا مقام است. اين وعدهاي است كه خداوند در كتابش داده، چراکه وقتی هدف نامحدود شد، خدای متعال نیز مقامی را عطا میکند که قابل فهم و درک نیست، آنجا که میفرماید: «إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِى عِلِّيِّين»؛[1] نامه اعمال نيكان در «عليّين» است!
«عليين» جمع «على» (بر وزن ملى) در اصل به معنى مكان بالا يا اشخاصىاست كه در محل بالا مىنشينند و به ساكنان قسمتهاى مرتفع كوهها نيز اطلاق شده است و در اينجا جمعى آن را به معنى «برترين مكان آسمان» يا «برترين مكان بهشت» تفسير كردهاند.
آیة مذکور موقعیّت افراد ممتاز و مؤمن را روشن میسازد که همان «علیین» باشد و پیامبر اکرم و ائمة معصومین علیهمالسلام در درجة بالای این مقام قرار دارند، مقامی که فوق العاده بلند و والا بوده و فقط خود پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میتواند ابعاد عظمت آنرا دریابد.
سپس خود قرآن به توضیح بیشتر پرداخته، میفرماید: «كِتابٌ مَرْقُومٌ»؛[2] عليين نامهاى است رقم زده شده. سپس مىافزايد: «يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ»؛[3] اين كتاب، كتابى است كه مقرّبان آن را مشاهده مىكنند يا بر آن گواهى مىدهند. گرچه جمعى از مفسران «مقربون» را در اين آيه به معنى فرشتگانى كه مقرب درگاه الهى هستند تفسير كردهاند، فرشتگانى كه ناظر بر نامة اعمال يا سرنوشت حتمى ابرار و نيكانند، ولى آيات بعد به خوبى نشان مىدهد كه «مقربون» گروهى از خاصان و برگزيدگان مؤمنانند كه مقامى بس والا دارند و شاهد و ناظر نامة اعمال ابرار و نيكانِ ديگرند، همانگونه كه در آية10و11 سورة واقعه بعد از ذكر دو گروه «اصحاب الميمنه» و «اصحاب المشئمه» مىفرمايد: «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ»؛[4] و پيشگامان پيشگام مقربان درگاه اويند.
اما برخی از افراد به دنبال ظواهر رفته و همة این مقامات و معنویات را همچون دودی میپندارند که ارزشی ندارد و حال آنکه دروغ میگویند و با اندک تأملی خواهند فهمید که اینها دود سیاه نیستند؛ بلکه دود آن عذابی است که به انتظار آنهاست. قرآن کریم میفرماید: «فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبين»؛[5] پس منتظر روزى باش كه آسمان دود آشكارى پديد آورد.
از «جوامع الجامع» نقل شده كه در تفسير آية شریفة فوق گفته است كه در معناى دخان اختلاف شده؛ بعضى گفتهاند: دودى است که قبل از قيام قيامت از آسمان مىآيد و داخل گوشهاى كفار مىشود، به طورى كه سر آنها مانند سر كباب شده مىشود، ولى مؤمنين از آن دود تنها دچار حالتى نظير زكام مىگردند و روى زمين با همة وسعتش مانند اطاقى در بسته مىشود كه در آن كاه دود كرده باشند و اين وضع تا چهل روز ادامه مىيابد.[6]
ثبت اعمال ابرار در کتاب الهی
در قرآن کریم از سه نوع كتاب نام برده شده است:
- كتابهايي كه بر پيامبران عليهمالسلام نازل شده و دربردارندة شريعتاند.
- کتابهايي كه اعمال خوب يا بد بندگان را ثبت و ضبط ميكنند. اين قسم خود اقسامي دارد:
أ. یک قسم مختص هر انسانی میباشد.
ب. قسم ديگر كتابي است كه اعمال امتها را ثبت و ضبط ميكند. اين قسم تقسيم ديگري بر اساس افراد خوب و بد دارد که بنام كتاب ابرار و فجار معروف گردیده است.
- كتابهايي كه جزئيات نظام وجود و حوادث، در آن ثبت و ضبط ميشود و خود بر دو قسم است:
أ. كتابي كه در آن تغيير و دگرگوني راه ندارد و به نام كتاب مبين و لوح محفوظ معروف است.
ب. كتابي كه دگرگوني و محو و اثبات در آن وجود دارد و به نام كتاب محو و اثبات مشهور است.
پذیرائی از ابرار با شرابي طهور
اکنون نوبت پذیرائی خداوند از کسانی که دارای اهدافی نامحدود بودند و بنام ابرار مشهور گشتهاند میرسد و لذا خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «عالِيَهُمْ ثِيابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَ إِسْتَبْرَقٌ وَ حُلُّوا أَساوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً»؛[7] بر اندام آنها (بهشتيان) لباسهايى است از حرير نازك سبز رنگ و از ديباى ضخيم و با دستبندهايى از نقره آراستهاند و پروردگارشان شراب طهور به آنان مىنوشاند!
«سُندُسٍ» به معنى پارچة ابريشمين نازك است، در حالى كه «إِسْتَبْرَقٌ» به معنى پارچة ابريشمين ضخيم است، بعضى آن را از كلمة فارسى استبر يا «ستبر» مىدانند و بعضى احتمال دادهاند كه از ريشة عربى «برق» به معنى تلألؤ گرفته شده است.
سپس مىافزايد: «و آنها با دستبندهايى از نقره تزيين شدهاند»، نقرههايى شفاف كه همچون بلور مىدرخشد و از ياقوت و دُرّ و مرواريد زيباتر است. «أَساوِرَ» جمع «اسورة» (بر وزن مغفرة) و آن نيز به نوبة خود جمع «سوار» (بر وزن غبار) يا «سوار» (بر وزن كتاب) است كه در اصل از كلمة فارسى «دستوار» به معنى «دستبند» گرفته شده و به هنگام نقل به زبان عربى مختصر تغييرى در آن پيدا شده است و به صورت «سوار» در آمده است.
انتخاب رنگ سبز «خُضْرٌ» نیز براى لباسهاى بهشتى به خاطر آن است كه رنگى است بسيار نشاط آفرين؛ همانند برگهاى زيباى درختان و البته رنگ سبز انواع و اقسامى دارد و هر كدام خود داراى لطفى است.
همچنین خداى تعالى در جملة «وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ» همة واسطهها را حذف كرده و نوشاندن به ابرار را مستقيماً به خودش نسبت داده و اين از همة نعمتهايى كه در بهشت به ايشان داده افضل است و چه بسا يكى از نعمتهايى باشد كه به حكم آية «لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ»[8] خواست خود بشر بدان نمىرسد.