عوامل بازدارنده  از آسیب پذیری اخلاقی

تقوی عوامل بازدارنده از گناه (بخش چهارم)

سیمای متقین:

متقین ویژگی های بسیاری دارند که به بعضی از آنها اشاره می کنیم:

قرآن درباره متقین می فرماید:

1.در همه حال ( خوشی و پریشانی) انفاق می کنند.

«الَّذينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ»[1]

2. بر خشم خود مسلطند(و آن را فرو می خرند).

«وَ الْكاظِمينَ الْغَيْظَ»

3. از خطای دیگران چشم پوشی می کنند.

«وَ الْعافينَ عَنِ النَّاسِ»

4. نیکوکارند.(که خداوند نیکوکاران را دوست دارد).

«وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنين»[2]

هر گاه عمل و خطایی از آنها سر بزند به گونه ای که به خود ظلم کردند.

5. خدا را یاد می کنند.

«وَ الَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّه».[3]

6. از گناهان خود استغفار و طلب مغفرت می کنند.

« فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَ مَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا الله».[4]

7. اصرار بر گناه نمی کنند.

«وَ لَمْ يُصِرُّواْ عَلىَ‏ مَا فَعَلُواْ وَ هُمْ يَعْلَمُون».[5]

8. مؤمنین به خدا و رسولند.

خداوند سبحان می فرماید:

«وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ».[6]

( او به سوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی که پهنایش ( به وسعت) آسمان ها و زمین است بشتابید ؛ بهشتی که برای پرهیزکاران آماده شده است)

در آیه دیگر می فرماید:

«سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا کَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالأرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ.».[7]

در آیه 133 آل عمران می فرماید: به آمرزش الهی و بهشتی که این خصوصیت دارد برای متقین آماده شده سرعت کنید و قریب به همین مضمون را در آیه 21 حدید در موزد مؤمنین می فرماید، و از انجا که پرهیزگاری ثمرۀ درخت ایمان راستین است این دو تعبیر لازم و ملزوم یکدیگرند و ظاهراً این دوآیه در صدد بیان یک مطلب هستند ، بنابراین متقین همان کسانی هستند که به خدا و رسولش ایمان دارند.

9. کم خوابی در شب.

« كانُوا قَليلاً مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ»[8]

10. مناجات و استغفار شبانه.

«وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُون»[9]

11. انفاق به مستحقان.

«وَ فىِ أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائلِ وَ المَحْرُوم».[10]

12. حساب بردن از پروردگار در غیب و نهان.

«الَّذينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْب»[11]

13. و از قیامت ( در عین علاقه مندی) بیم و هراس دارند.

«وَ هُمْ مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُون».[12]

خشیت واشفاق به یک معنی نیستند به همین خاطر در معنای خشیت گفته اند که خشیت حالتی است که از ناحیۀ شعور و معرفت به عظمت پروردگار و هیبت او برای انسان حاصل می شود و این حالت حاصل نمی شود مگر برای کسی که بر کبریای پروردگار آگاه شود و لذت قرب را چشیده باشد، پس خشیت ، خوف خاص است.[13]

و اما معنی اشفاق و شفقت باید عرض کنیم که نوعی رقت قلب و دلسوزی و علاقه مندی در آن وجود دارد.[14]

مثل دلسوزی که مادر نسبت به فرزندش دارد ولی در عین حال از آفات و مشکلاتی که ممکن است برای او به وجود بیاید در بیم و هراس است و به همین خاطر است که می فرماید:

«إِنَّ الَّذِینَ هُمْ مِنْ خَشْیَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ».[15]

آنان از خوف خدا ترسان و هراسانند.

و از این دو آیه معلوم می شود که این دو کلمه در معنا با هم فرق دارند.

امام علی علیه السلام می فرماید:

به درستی که برای اهل تقوی علاماتی است که بواسطه آنها شناخته می شوند:

1ـ صدق در گفتار2ـ ادای امانت 3ـ وفای به عهد و پیمان 4ـ کم فخر نمودن 5ـ بخل نداشتن 6ـ صله ارحام نمودن 7ـ ترحم بر ضعفاء 8ـ کم معاشرت نمودن با زن ها9 ـ ترویج اعمال و کارهای نیک 10ـ داشتن حسن خلق 11ـ داشتن مسائلی که انسان را به خدا نزدیک می کند و در آخر فرمودند: خوشا به حال این جمعیثت با این جایگاه خوبی که دارند.[16] 

راه رسیدن به تقوا:

برای با تقوا شدن راهی جز تسلیم محض و پیروی نسبت به دستورات پروردگار نیست و برای این کار ابتدا باید از خود خواهی و استکبار دست بر داریم چرا که خداوند می فرماید:

«تِلْکَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الأرْضِ وَلا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ».[17]

سرای آخرت تنها برای کسانی است که ارادۀ برتری جویی و فساد در زمین را نداشته باشند که در این صورت با چنین روحیه ای به سراغ دستورات الهی رفتند و با عمل به ان ها خود را از خطرات نجات می دهند و عاقبت خویش را که مخصوص متقین است کسب می کنند.

خداوند سبحان می فرماید:

«وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ».[18]

واین راه مستقیم من است پس از ان تبعیت کنید و از راه ها پراکنده و منحرف کننده پیروی نکنید که شما را از طیق حق دور می سازد ف این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش می کند شاید پرهیزگاری پیشه کنید.

و در همین راستاست که خداوند برای رسیدن به تقوا به مصداقی از آن که روزه گرفتن است اشاره فرموده:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ».[19]



[1] . آل عمران/134

[2] . همان.

[3] . آل عمران/135

[4] . همان.

[5] . همان.

[6] . آل عمران/133

[7] . حدید/21

[8] . ذاریات/17

[9] . حدید/18

[10] . ذاریات/19

[11] . انبیاء/49

[12] . همان.

[13] . عسكرى، حسن بن عبدالله‏، معجم الفروق اللغویه، ص218.

[14] . همان، ص300.

[15] . مؤمنون/57

[16] . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج70، ص282.

[17] . قصص/83

[18] . انعام/153

[19] . بقره/183